
مباحث فقهی
مباحثی در احکام شرکت و ضمان و قصاص و دیات و ...
کتاب شریف «مباحث فقهی» مجموعۀ مکتوبِ هفت سخنرانی از حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که در مسجد قائم طهران، برای عموم مردم، پیرامون برخی احکام فقهیِ مبتلیٰبه، با بیانی شیوا ایراد فرمودهاند که کیفیت بیان و شیوه ارائۀ احکام توسط چنین بزرگمردی میتواند برای مبلّغینِ دین مبین اسلام - علاوه بر اطلاع بر برخی آراء اختصاصی ایشان - راهگشا و راهنما باشد. مهمترین مباحث مندرج در این اثر: • احکام اجتهاد و تقلید • وجوب رجوع به مجتهد جامعالشرایط در زمان غیبت • حرمت رجوع به طاغوت برای فصل خصومت • بیان قسمتی از رسالۀ حقوق امام سجاد علیهالسلام • احکام برخی ابواب فقهی همچون: «احکام شرکت»، «احکام و مسائل کفار ذمّی و حربی»، «احکام ضمان»، «احکام قصاص و دیات» • نمونهای از خطبۀ عقد و بیان صیغۀ عقد ازدواج • تاریخچۀ مهرالسنّة • لزوم ترغیب مسلمانان به مهرالسنّة • ایجاد محبّت بین عروس و داماد بهواسطۀ مهرالسنّة
مباحث فقهی
116و اگر هم همۀ دیه را میخواهید، بر عهدۀ من است.» مثلاً نباید بگوید: «اگر امروز قتلی واقع شود ده هزارتومان میگیرند، یا بیست هزار تومان میگیرند، یا بیمه فلانقدر میدهد!» بلکه آن مقداری که در شرع معیّن شده است بر عهدۀ اوست و باید بدهد؛ و باید مسئله را کاملاً بفهماند، نهاینکه به او بگوید: «آقا من ده هزار تومان میدهم، از ما بگذر و رضایت بده!» او هم خوشحال میشود که ده هزار تومان به دستش آمده است و رضایت میدهد. این صحیح نیست و باطل است! باید بگوید: «آن مقداری که من در این تصادف مُجرم بودهام، هزار مثقال طلا است و ذمّۀ من مشغول شده است؛ از این مقدار که معادلش سیصد هزار تومان میشود، میگذری یا نه؟» اگر گفت: «گذشتم.» این گذشت، گذشتِ صحیح است.
همچنین واقعاً بگوید: «بگذر!» نهاینکه بر او سخت بگیرد و معطّلش کند و «امروز برو، فردا بیا» بگوید و قدری مسامحه کند و اذیّت کند؛ واقعاً مطلب را به او بگوید و او بدون هیچ پرده و حجابی بگذرد. در این صورت این گذشت صحیح است و الاّ اگر او را در مضیقه قرار بدهد تا اینکه مجبور به گذشت شود، صحیح نیست.
فرض کنید در اثر تصادفی، چشم راست یا چپ شخصی در آمد؛ دیهاش پانصد دینار شرعی است،1 یعنی صد و پنجاه هزار تومان. این مقدار را باید بپردازد؛ اگر کمتر بپردازد و بگوید: «از من راضی شو!» فایده ندارد.
زخمهایی که به بدن میرسد، چه به استخوان برسد و چه به استخوان
- من لا یحضره الفقیه، ج ٤، ص ٧٨ و ٧٩.
