
مباحث فقهی
مباحثی در احکام شرکت و ضمان و قصاص و دیات و ...
کتاب شریف «مباحث فقهی» مجموعۀ مکتوبِ هفت سخنرانی از حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که در مسجد قائم طهران، برای عموم مردم، پیرامون برخی احکام فقهیِ مبتلیٰبه، با بیانی شیوا ایراد فرمودهاند که کیفیت بیان و شیوه ارائۀ احکام توسط چنین بزرگمردی میتواند برای مبلّغینِ دین مبین اسلام - علاوه بر اطلاع بر برخی آراء اختصاصی ایشان - راهگشا و راهنما باشد. مهمترین مباحث مندرج در این اثر: • احکام اجتهاد و تقلید • وجوب رجوع به مجتهد جامعالشرایط در زمان غیبت • حرمت رجوع به طاغوت برای فصل خصومت • بیان قسمتی از رسالۀ حقوق امام سجاد علیهالسلام • احکام برخی ابواب فقهی همچون: «احکام شرکت»، «احکام و مسائل کفار ذمّی و حربی»، «احکام ضمان»، «احکام قصاص و دیات» • نمونهای از خطبۀ عقد و بیان صیغۀ عقد ازدواج • تاریخچۀ مهرالسنّة • لزوم ترغیب مسلمانان به مهرالسنّة • ایجاد محبّت بین عروس و داماد بهواسطۀ مهرالسنّة
مباحث فقهی
92است؛ یعنی اگر این شخص غلام بوده و او را آزاد کرده است، باید از عهدۀ دیۀ جنایتِ خطائیِ او بر بیاید.
در وهلۀ سوّم، ضامن جریره؛ یعنی آن کسی که ضامن جرائر او شده است،1 باید از عهده بر بیاید.
در مرحلۀ چهارم، امام علیه السّلام باید از عهدۀ این دیه بر بیاید و آن را از بیتالمال مسلمین بپردازد.2
برای اینکه این مسئله روشن شود مثالی میزنیم: شخصی به شخصِ دیگر یک جنایت خطائی وارد کرد و آن دیگری از دنیا رفت یا اینکه یکی از اعضاءِ بدن او از بین رفت و در این صورت بر او دیه تعلّق گرفت. در اینجا آن دیه را حساب میکنیم؛ اگر دیۀ کامل باشد تقریباً سیصد هزار تومان میشود3 و اگر دیۀ اعضا و جوارح باشد، مختلف است. بر فرض اینکه دیۀ کامل، یعنی سیصد هزار تومان باشد، باید آن را به وُرّاث مجنیٌّعلیه بپردازند.
اوّل این دیه را بینِ اقوام پدری (عَصَبه) قسمت میکنند. بعضی از علما و فقها میگویند که: «پدر و اولاد شخص جانی هم جزء عَصَبه هستند و آنها هم باید دیه را بپردازند.»4 و بعضی میگویند که: «این دو
- لغتنامۀ دهخدا: «ضمان جریره: قراردادی است که به موجب آن، شخصی در مقابل شخص دیگر متعهد میشود که او را کمک کند و خسارات ناشی از جرم او را به عهدۀ خود گیرد و در عوض، وارث او باشد.»
- وسائل الشیعة، ج ٢٩، ص ٣٩٢.
- این مجلس در ماه رمضان سال ١٣٩٨ه . ق بیان شده است. (محقّق)
- السّرائر، ابنادریس حلّی، ج ٣، ص ٣٣١؛ شرائع الإسلام، محقّق حلّی، ج ٤، ص ٢٧١؛ الجامع للشّرائع، یحیی بن سعید حلّی، ص ٥٧٣.
