اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۲

0
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» می‌باشد که در مسجد قائم و چه‌بسا منازل دوستان ایراد فرموده‌اند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پاره‌ای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته‌ و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهل‌بیت علیهم‌ا‌لسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان ارزش انسان بر اساس تقویٰ و نیّت او • تقویٰ ملاک برتری در اسلام • اجر دانشمندان بر طبق منظور و غرض‌ آنها از اختراعات و اکتشافات • لزوم وحدت و اخوّت بین مسلمانان • استجابت دعای عامّۀ مردم به‌واسطۀ طلب حقیقی و اتّکای به خدا • دستور اسلام به مراعات حقوق همۀ مرتبطین با انسان حتّی حیوانات • سبب تشریع حکم برده‌داری در اسلام • فلسفۀ قربانی کردن در عید قربان • لزوم دفاع و حمایت از حق • اهمیّت خلوص نیّت در مشورت‌دادن به افراد • اهمیّت مراقبه در سلوک راه خدا • اهمیّت طهارت قلب و دوام ذکر خدا در سلوک راه خدا • تلازم ذکر و یاد خدا با محبّت پروردگار • اهمیّت عزلت و خلوت در حضور قلب انسان • کیفیت وصول به مقام مخلَصین و حالات آنها بعد از فناء ذات • به‌فعلیت رساندن استعدادات ملکوتی انسان به‌واسطۀ تربیت صالح • نهفته‌بودن تمام اسرار عالم امکان در انسان برای وصول به کمالات

نسخه عربی

مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۲

30
  • در دنیا به تو داد و بیداد کردند که پرش کن و خودت را اینجا بینداز و در آن ظواهر گرفتار نشو! آلوده و خسته‌ات می‌کند! طیّاره‌ات سنگین است و بنزین می‌خواهد، بنزین‌گیری کن و طیّاره‌ات را بلند کن! تو دنبال بنزین نرفتی و مدام این طیّاره را با آشغال پر می‌کردی؛ این طیّاره هم خوابید و نتوانست بلند شود! در همان افکار و خیالات و اوهامی که بودی، همان‌جا دفنت می‌کنند و آنجا قبر تو است! جای پاکان و نیکان، جا و مقصد تو نیست! اینجا نمی‌خواستی بیایی و نمی‌توانی بیایی و همّت هم نداری که بیایی! چرا از خدا تقاضا می‌کنی که خدایا، چرا ما را به بهشت نمی‌بری؟! خودت نمی‌خواستی به بهشت بیایی! اگر درِ بهشت هم باز بشود، کسی نمی‌تواند در آن برود! مگر الآن درهای بهشت باز نیست؟! مگر این همه دعوت‌ها به بهشت نیست؟! چرا حرکت نمی‌کنند و به بهشت نمی‌روند؟!

  • حیات جاهلی به‌واسطۀ حرکت در مسیر اهواء نفسانی و حیات طیّبه به‌واسطۀ حرکت به‌سوی حق (ت)

  • بنابراین، عمل دائر مدار نیّت است. اینجا دیگر اگر انسان بخواهد، می‌تواند بحث را خیلی گسترش بدهد، و آن‌قدر شواهد در اخبار زیاد است، إلیٰ ماشاءالله!1

    1. ﴿وَمَن يَخۡرُجۡ مِنۢ بَيۡتِهِۦ مُهَاجِرًا إِلَى ٱللَهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ يُدۡرِكۡهُ ٱلۡمَوۡتُ فَقَدۡ وَقَعَ أَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَهِ وَكَانَ ٱللَهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾.
      [در مردمان جاهلی، ایمان] به ولایت و ایمان به پیغمبر نبود. در آراء و افکار خودشان و در ظلمات و غِش و کدورت قلبی غوطه‌ور بودند و براساس منویّات و آرزوهای شیطانی می‌مردند.
      ما که مردمان جاهلی را معیب می‌دانیم، برای این جهت است که روششان غلط است. حالا اگر پیغمبر آمد و کسی این پیغمبر را نشناخت، یا از او تبعیّت نکرد، یا اسلام آورد ولی ایمان نداشت، یا ایمان داشت ولی ایمانش آن‌طوری که باید و شاید رهبر او نبود، و یا آن‌طوری که باید و شاید پیروی واقعی از آنها نکرد، این فرد عین همان مردمان جاهلی می‌باشد. مردمان جاهلی که افراد خاصّی نبودند که خداوند به‌خصوص آنها نظر غضب داشته باشد، و افرادی که بعداً در زمان پیغمبر، اسلام می‌آورند، یک تافتۀ جدا بافته‌ای باشند؛ نزد او، نظر رحمت و غضب نسبت به همه علَی‌السَّویّه است!
      آن کسی که در زمان جاهلی در آراء و اهواء نفسانی گرفتار بوده است، به‌واسطۀ پیروی از هوای نفس مورد سرزنش و مؤاخذه است؛ و الاّ در آن زمان جاهلی هم کسانی بودند که دنبال حق می‌گشتند و از آراء و افکار و اهواء خود تبعیّت نمی‌کردند، مثل سلمان فارسی. سلمان فارسی درزمان جاهلی بود، و چقدر دنیا را گشت و چقدر خون دل خورد تا اینکه بالأخره به مدینه آمد و خدمت پیغمبر رسید!٢ می‌گویند: سلمان سیصد سالش بود٣ و عمرش دویست و پنجاه سال بیشتر از پیغمبر بود. قبل از اینکه پیغمبر به دنیا بیاید، دویست و پنجاه سال از بزرگان و موبَدان موبَد بود و دنیا را سیر کرده بود و گمشده داشت. اگر در همان زمان می‌مُرد و به پیغمبر هم نمی‌رسید، به مُردن جاهلی نمرده بود، چون او دنبال حقّ می‌گشت؛
      ﴿وَمَن يَخۡرُجۡ مِنۢ بَيۡتِهِۦ مُهَاجِرًا إِلَى ٱللَهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ يُدۡرِكۡهُ ٱلۡمَوۡتُ فَقَدۡ وَقَعَ أَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَهِ وَكَانَ ٱللَهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾.
      اگر سلمان که دنبال پیغمبر بود، قبل از اینکه به پیغمبر برسد می‌مُرد، او باز هم به مُردن مردمان جاهلی که نمی‌مُرد! او در راه وصول به پیغمبر و خدا بود، ﴿فَقَدۡ وَقَعَ أَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَهِ﴾!
      امّا اگر کسی در زمان اسلام هم دنبال پیغمبر و دنبال امام نباشد و حرف آنها را گوش نکند و به آراء و اهواء شخصی خودش مراجعه بکند، او مانند همان افرادی است که در زمان جاهلی بوده‌اند! (علاّمه طهرانی)
      ١) سوره نساء (٤) آیه ١٠٠. معاد شناسی، ج ٢، ص ٢٦:
      «و کسی که برای مهاجرت از خانۀ خود خارج شده است و در نیّت دارد که خود را به خدا و رسول خدا برساند ولی مقصودش لباس تحقّق در بر نکرده است و در بین راه، مرگ او را در گرفت، اجر و مزد او بر عهدۀ خدا است و البتّه خداوند غفور و رحیم است.»
      ٢الطّبقات الکبریٰ، ج ٤، ص ٥٦ ـ ٥٩؛ السّیرة النبویّة، ج ١، ص ٢١٤ ـ ٢١٨؛ کمال الدّین، ج ١، ص ١٦١ ـ ١٦٥.
      ٣) جهت اطّلاع راجع به اقوال مختلف پیرامون طول عمر سلمان فارسی، رجوع شود به نفَسُ الرّحمٰن فی فضائل سلمان، ص ٦٤٧ ـ ٦٥٠.