
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
19كاتِبٌ بِالْعَدْلِ (٢) وَ لَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَهُ فَلْيَكْتُبْ (٣) وَ لْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُ (٤) وَ لْيَتَّقِ اللَهَ رَبَّهُ (٥) وَ لَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً (٦) فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً (٧) أَوْ ضَعِيفاً (٨) أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ (٩) فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ (١٠) وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ (١١) مِنْ رِجَالِكُمْ (١٢) فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ (١٣) مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ (١٤) أَنْ تَضِلَّ إِحْديٰهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْديٰهُمَا الْأُخْرى وَ لَا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذَا مَا دُعُوا (١٥) وَ لَا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيراً (١٦) أَوْ كَبِيراً (١٧) إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أقْسَطُ عِنْدَ اللَهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنيٰ أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَها بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا (١٨) وَ أشْهِدُوا إِذا تَبَايَعْتُمْ (١٩) وَ لَا يُضَارَّ كَاتِبٌ (٢٠) وَ لَا شَهِيدٌ (٢١) وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ (٢٢) وَ اتَّقُوا اللَهَ (٢٣) وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَهُ وَ اللَهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.
وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كَاتِباً فَرِهانٌ (٢٤) مَقْبُوضَةٌ (٢٥) فَإِنْ أمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أمانَتَهُ (٢٦) وَ لْيَتَّقِ اللَهَ رَبَّهُ (٢٧) وَ لَا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ (٢٨) وَ مَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ (٢٩) وَ اللَهُ بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ.
«اى كسانى كه ایمان آوردهاید، اگر در میانتان معاملۀ استقراضى و یا مبادلۀ مدّت دارى تا رأس زمان معهود و مشخّصى واقع شود، بر شما لازم است زمان أجل و سررسید آن را بنویسید (١)، و باید در میان شما كسى باشد كه آن سَنَد را به راستى و درستى تنظیم كند و بنویسد (٢)، و نباید نویسنده در برابر این موهبت كه خداوند به او تعلیم را عنایت كرده است از نوشتن دریغ نماید، پس بر وى واجب است كه بنویسد (٣)، و بر شخص مدیون واجب است مقدار دین را بر كاتب إملاء و القاء كند و كاتب از جانب وى بر عهدۀ وى بنویسد (٤)، و مرد إملاء كنندۀ مدیون، و یا مرد كاتب و منظّم نمایندۀ سند، باید تقواى خداوند را ملحوظ داشته (٥) و از دَيْن مقرّر و معهود، چیزى كمتر ننویسند، و از مقدارش نكاهند (٦)، و مدیون (كه بر عهدۀ اوست كه در رأس مدّت معین طلب را پرداخت نماید) اگر سفیه (كم عقل و تبذیر كننده) بود (٧)، و یا ضعیف (صغیر نابالغ و یا پیر فرتوت و خرفت) بود (٨)، و یا
