
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
319جابر عرض كرد: مادرت فاطمه آن را به من داد، من آن را خواندم، و از روى آن براى خودم نسخه برداشتم.
پدرم فرمود: فَهَلْ لَک یا جَابِرُ أنْ تَعْرِضَهُ عَلَىَّ؟!
«آیا براى تو مقدور است اى جابر كه آن را به من عرضه بدارى؟!»
جابر عرض كرد: آرى. پس پدرم با جابر رفتند تا به منزل جابر رسیدند، و جابر براى پدرم بیرون آورد صحیفهاى را از رَقّ (پوست نازكى كه براى نوشتن آماده مىساختند).
پس [پدرم به جابر] فرمود: یا جَابِرُ! انْظُرْ إلَى کتَابِک لاقْرَأَ عَلَیک! فَنَظَرَ جَابِرٌ فِى نُسْخَتِهِ فَقَرَأهُ أبِى فَمَا خَالَفَ حَرْفٌ حَرْفاً.1 فَقَالَ: قَالَ جَابِرٌ: فَأشْهَدُ بِاللَهِ أنِّى رَأیتُهُ هَکذَا فِى اللَّوْحِ مَکتُوباً:
«اى جابر! به نوشتهات نگاه كن تا من براى تو بخوانم! جابر در نسخهاش نگاه كرد و پدرم از نزد خود مىخواند؛ یك حرف پدرم با یك حرف لوح مخالف نبود. حضرت صادق فرمود: جابر گفت: من به خدا سوگند یاد مىكنم كه این طور دیدم كه در لوح نوشته شده بود»:
بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. هَذَا کتَابٌ مِنَ اللَهِ الْعَزِیزِ [الْحَکیمِ]
لِمُحَمَّدٍ نُورِهِ وَ سَفِیرِهِ وَ حِجابِهِ وَ دَلِیلِهِ، نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الامِینُ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.
عَظِّمْ یا مُحَمَّدُ أسْمَائى، وَ اشْکرْ نَعْمَائى، وَ لَا تَحْجَدْ آلَائِى، فَإنِّى أنَا اللَهُ لَا إلَهَ إلَّا أنَا، قَاصِمُ الْجَبَّارِینَ، وَ مُذِلُّ الظَّالِمِینَ [وَ مُبِیرُ الْمُتَکبِّرِینَ] وَ دَیانُ الدِّینِ.
إنَّى أنَا اللَهُ لَا إلَهَ إلَّا أنَا، فَمَنْ رَجَا غَیرَ فَضْلِى [أ] و خَافَ غَیرَ عَدْلِى عَذَّبْتُهُ عَذَاباً لَا اعَذِّبُهُ أحَداً مِنَ الْعَالَمِینَ.
فَإیاىَ فَاعْبُدْ، وَ عَلَىَّ فَتَوَکلْ، إنِّى لَمْ أبْعَثْ نَبِیاً فَأکمَلْتُ أیامَهُ وَ انْقَضَتْ مُدَّتُهُ إلَّا
- غير از آنچه ما بين معقوفات آمده است، عبارت اصل مىباشد و در «إکمال الدّين» بدين عبارت است: «فقال له: يا جابر! انظر أنت فى کتابک لاقرأه أنا عليک. فنظر جابرٌ فى نسخته فقرأه عليه أبى عليه السّلام فو اللَه ما خالف حرفٌ حَرفاً. قال جابر: فإنّى أشهد باللَه أنّى هکذا رأيته فى اللّوح مکتوباً».
