اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج14

0
اعتقادات

جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهل‌سنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • اهمیت تدریس و کتابت  • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر  • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است‏  • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله‏»  • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث  • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان  • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت  • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف   • نقدی بر مکتب اخباری  • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت  • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن  • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهل‌بیت بوده است

امام شناسی ج14

320
  • جَعَلْتُ لَهُ وَصِیاً!

  •  وَ إنِّى فَضَّلْتُک عَلَى الانْبِیاءِ، وَ فَضَّلْتُ وَصِیک عَلَى الاوْصِیاءِ، وَ أکرَمْتُک بِشِبْلَیک بَعْدَهُ وَ سِبْطَیک حَسَنٍ وَ حُسَینٍ!

  •  فَجَعَلْتُ حَسَناً مَعْدِنَ عِلْمِى بَعْدَ انْقِضَاء مُدَّةِ أبِیهِ.

  •  وَ جَعَلْتُ حُسَیناً خَازِنَ وَحْیى وَ أکرَمْتُهُ بِالشَّهَادَةِ، وَ خَتَمْتُ لَهُ بِالسَّعَادَةِ، فَهُوَ أفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ، وَ أرْفعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَةً.

  •  جَعَلتُ کلِمَتِىَ التَّامَّةَ مَعَهُ وَ الْحُجَّةَ الْبَالِغَةَ عِنْدَهُ.

  •  بِعِتْرَتِهِ اثِیبُ وَ اعَاقِبُ.

  •  أوَّلُهُمْ [عَلِىٌ‌] سَیدُ الْعَابِدِینَ وَ زَینُ أوْلِیاءِ الْمَاضِینَ (کذا).

  •  وَ ابْنُهُ شَبِیه‌1 جَدِّهِ الْمَحْمُودِ مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ لِعِلْمِى وَ الْمَعْدِنُ لِحُکمِى‌2.

  •  سَیهْلِک الْمُرْتَابُونَ فِى جَعْفَرٍ؛ الرَّادُّ عَلَیهِ کالرَّادِّ عَلَىَّ، حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّى لَأکرِمَنَّ مَثْوَى جَعْفَرٍ، وَ لأُسَرَّنَّهُ فِى أشْیاعِهِ وَ أنْصَارِهِ وَ أوْلِیائِهِ.

  •  وَ انْتَجَبْتُ بَعْدَهُ مُوسَى، وَ لُاتِیحَنَّ [ظ] بَعْدَهُ فِتْنَةً عَمْیاءَ حِنْدِس‌3، لانَّ خَیطَ فَرْضِى لَا ینْقَطِعُ، وَ حُجَّتِى لَا تَخْفَى، وَ أنَّ أوْلِیائى لَا یشْقَّونَ.

  •  ألَا وَ مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ [فَقَدْ] جَحَدَ نِعْمَتِى، وَ مَنْ غَیرَ آیةً مِنْ کتَابِى فَقَدِ افْتَرَى عَلَىَّ.

  •  وَ وَیلٌ لِلْمُفْتَرِینَ الْجَاحِدِینَ عِنْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ عَبْدِى مُوسَى وَ حَبِیبِى وَ خِیرَتِى.

  •  إنَّ الْمُکذِّبَ بِالثَّامِنِ مُکذِّبٌ بِجَمِیعِ أوْلِیائى‌4.

    1. اين طور در عبارت اصل وارد است امّا در «اکمال الدّين»: «و ابنه سمّى جدّه المحمود» مى‌باشد و در حاشيه آن: «و ابنه شبه خ ل» است.
    2. اين طور در اصل وارد است و امّا در «اکمال الدّين»: «لحکمتى» مى‌باشد.
    3. در تعليقه گويد: اين طور در اصل آمده است. و در «إکمال الدين» اين طور وارد است: «و انْتَجَبتُ بَعدَهُ فتاه لِانّ حفظه فرضٌ لا يَنقَطعُ و حجّةٌ لا تَخفى و أنّ أوليائى لا يَنقَطع أبداً». و أقول: الحِنْدِس: الليل الشّديد الظّلمة. ج حَنَادِس.
    4. ظاهراً همين است که موافق است با عبارت «اکمال الدّين» مگر آنکه در آن است: «بِکلِّ أوليائى» و در هر دو اصل من اين طور است: «إنّ المکذّب بالثّلاثة ...»