
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
321وَ عَلِىٌّ وَلِیى وَ نَاصِرى، وَ مَنْ أضَعُ عَلَى [عَاتِقِهِ] أعْبَاءَ النُّبُوَّةِ، وَ أمْنَحُهُ بِالاضْطِلَاعِ [بِهَا]1، یقْتُلُهُ عِفْرِیتٌ مُسْتَکبِرٌ، یدْفَنُ بِالْمَدِینَةِ الَّتِى بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ [ذُو الْقَرْنَینِ] إلَى جَنْبِ شَرِّ خَلْقِى.
حَقَّ الْقَوْلُ مِنَّى لُاقِرَّنَّ عَینَهُ بِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ وَ خَلِیفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ، فَهُوَ وَارِثُ عِلْمِى وَ مَعْدِنُ حُکمِى2 وَ مَوْضِعُ سِرِّى وَ حُجَّتِى عَلَى خَلْقِى.
فَجَعَلْتُ الْجَنَّةَ مَأوَاهُ، وَ شَفَّعْتُهُ فِى سَبْعِینَ مِنْ أهْلِ بَیتِهِ کلُّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا النَّارَ.3
وَ أخْتِمُ بِالسَّعَادَةِ لِابْنِهِ عَلِىٍّ وَلِیى وَ نَاصِرِى وَ الشَّاهِدِ فِى خَلْقِى وَ أمِینِى عَلَى وَحْیى.
وَ اخْرِجُ مِنْهُ الدَّاعِىَ إلَى سَبِیلى، وَ الْخَازِنَ لِعِلْمِى الحَسَنَ.
ثُمَّ اکمِلُ ذَلِک بِابْنِهِ رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ، عَلَیهِ کمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِیسَى وَ صَبْرُ أیوبَ.
وَ سَیذِلُّ أوْلِیائى فِى زَمَانِهِ، وَ یتَهَادَوْنَ رُووسَهُمْ کمَا یتَهَادَوْنَ رُووسَ التُّرْک وَ الدَّیلَم4، فَیقْتَلُونَ وَ یحْرَقُونَ وَ یکونُونَ خَائفِینَ مَرْعُوبِینَ وَجِلِینَ، تُصْبَغُ الارْضُ بِدِمَائِهِمْ [وَ ینْشَأ] الْوَیلُ وَ الرَّنِینُ فِى نِسَائِهِمْ.5
اولَئِک أوْلِیائِى حَقَّاً، بِهِمْ ادْفَعُ کلَّ فِتْنَةٍ عَمْیاءَ حِنْدِسَ (کذا)، وَ بِهِمْ اکشِفُ الزَّلَازِلَ، وَ أرْفَعُ الآصارَ وَ الاغْلَالَ.6
- و مثل آن در متن «اکمال الدين» است و در حاشيه آن: «و أمْتَحِنُه خ ل» مىباشد.
- در هر دو اصل چنين است و در «اکمال الدين»: «حکمتى» مىباشد.
- اين است ظاهر موافق با «اکمال الدّين». اما در دو اصل: «فجعلتُ الجنَّةَ ... أهل بيتى» مىباشد. رجوع نمائيد به حديث ٢ از باب ٦ از «عيون اخبار الرّضا» ص ٣٤ و جزء ١١ از «أمالى» طوسى ج ١، ص ٢٩٧.
- اين طور در دو اصل من است، و در «اکمال الدين»: «و ستذلّ أوليائى فى زمانه و يتهادون [و يتهادى خ ل] رووسهم کما تتهادى رووس التّرک و الدّيلم» مىباشد.
- آنچه در ميان معقوفين آمده است در اينجا و در آنچه گذشت مأخوذ مىباشد از کتاب «اکمال الدين». و در آن همچنين وارد است که: «تصبغ الارض من دمائهم ...»
- در «إکمال الدين» نيز همين طور است، ولى در نسخهاى از همان کتاب- چنانکه در هامش آن آورده چنين است: «و أرفع القيود و الاغلال». [تعليقه]
