
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
322اولَئِک عَلَیهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ اولَئک هُمُ الْمُهْتَدُون.
«به اسم اللَه كه داراى صفت رحمانیت و رحیمیت است. این كتابى است از نزد خداوند عزیز و حكیم،
براى محمّد نور او، و سفیر او، و حجاب او، و دلیل او. این كتاب را روح الامین از نزد پروردگار عالمیان فرود آورده است.
عظیم بشمار اى محمّد أسماء مرا، و سپاس بگزار نعمتهاى مرا، و انكار مكن آلاء مرا! به علّت آنكه حقّاً و حقیقةً منم اللَه. هیچ معبودى نیست مگر من. شكننده و خرد كننده جبّارانم و به ذلّت و سرافكنده درآورنده ظالمان [و نابود سازنده متكبّران] و شدیداً به حساب رسنده و حكم نماینده و جزا و پاداش دهنده روز بازپسین.
حقّاً و حقیقةً منم اللَه. هیچ معبودى نیست مگر من. كسى كه امید و چشم داشت به غیر فضل من داشته باشد [یا] و از غیر عدل من بهراسد چنان او را عذاب كنم كه احدى از عالمیان را آن گونه عذاب نكرده باشم.
پس فقط مرا عبادت كن! و فقط بر من توكّل نما! من حقّاً و حقیقةً پیامبرى را برنینگیختم كه ایام وى را به كمال و تمام رسانیده باشم و وى مدّتش سپرى گردد، مگر آنكه براى او وَصِیى قرار دادم.
و حقّاً و حقیقةً من تو را بر تمامى پیغمبران برترى بخشیدم، و وصىّ تو را بر تمامى أوصیاء فضیلت دادم.
و بعد از او تو را به دو بچّه شیرت و دو نواده دخترىات: حسن و حسین گرامى داشتم.
پس حسن را پس از انقضاى دوران پدرش معدن علم خودم قرار دادم.
و حسین را خزانه دار وحى خودم نمودم، و با شهادت مُعزّز و مُكرّم كردم، و
