
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
324عنایت مىنمایم. وى را عِفْرِیت1 شیطان خبیث حیلهگر و سیاستمدار زرنگ) مستكبر مىكُشد، و مدفون مىگردد در شهرى كه آن را بنده صالح من [ذو القرنین] بنا كرده است، و دفن او در كنار بدترین خلق من است.
كلام استوار از من بروز كرد كه: من تر و تازه و شاداب مىكنم چشم وى را به محمّد پسرش و خلیفه او پس از دوران حیاتش. بنابراین آن پسر وارث علم من و معدن حكم من است، و محلّ سِرّ من و حجّت من بر بندگان من مىباشد.
پس من بهشت را مأواى او كردم، و شفاعت وى را درباره هفتاد تن از اهل بیتش پذیرفتم آنان كه همگى مستحقّ آتش بوده اند.
و پایان دادم به خیر و سعادت براى پسرش على: ولىّ من، و یار و معین من، و گواه و شاهد و حاضر بر خلق من، و امین من بر وحى من.
و بیرون آوردم از او دعوت كننده به سوى راهم را، و گنجینه دار براى علمم: حسن را.
و سپس كامل كردم امر او را به واسطه پسرش كه رحمت است براى جهانیان. بر اوست كمال موسى، و بهاء عیسى، و صبر أیوب.
و حتماً اولیاى من در زمان او به ذلّت و پستى كشیده خواهند شد، و سرهایشان را به عنوان هدیه و تحفه مىبرند همچنان كه سرهاى ترك و دیلم را هدیه مىبرند.
پس كشته مىگردند، و آتش زده مىشوند، و پیوسته به حالت ترس و رعب و دهشت زیست مىكنند. زمین از خونشان رنگین مىگردد [و بر پا مىشود] وَیل و فریاد و ناله دلخراش در میان زنهایشان.
به حقیقت ایشانند اولیاى من، به بركت ایشان است كه من بر مىگردانم هر فتنه و بلاى كور و تاریك و ظلمانى چون شب دیجور را، و به بركت ایشان است كه
- عِفْريت: خبيث منکر. النّافذ فى الامر مع دُهاء، خواه از جنّ باشد يا انس و يا از شياطين، جمع آن عَفاريت، مؤنّثش: عِفْريتَة مىباشد.
