
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
327ثَلَاثَةُ أسْمَاءٍ فِى طَرَفِهِ. فَعَدَّدْتُهَا فَإذا هِى اثْنَا عَشَرَ.
فَقُلْتُ: أسْمَاءُ مَنْ هَذَا!؟ قَالَتْ: هَذِهِ أسْمَاءُ الاوْصِیاءِ: أوَّلُهُمُ ابْنُ عَمِّى وَ أحَدَ عَشَرَ وُلْدِى، آخِرُهُمُ الْقَائمُ!
قَالَ جَابِرٌ: فَرَأیتُ فِیهَا مُحَمَّداً مُحَمَّداً مُحَمَّداً فِى ثَلَاثَةِ مَوَاضِعَ، وَ عَلِیاً [وَ] عَلِیا [وَ] عَلِیا [وَ] عَلِیا فِى أرْبَعَةِ مَوَاضِعَ1.
«و در مقابل او لوحى بود كه از شدّت درخشش نزدیك بود شعاعش چشمها را بپوشاند.
در آن دوازده اسم بود: سه تا در روبرویش، و سه تا در داخلش، و سه تا در آخرش، و سه تا در جانبش. چون آنها را شمردم دیدم دوازده تا مىشود.
پس گفتم: اسامى چه كسانى مىباشند اینها؟!
فاطمه گفت: اینها اسامى أوصیاى پیغمبرند: اوَّل آنها پسر عمویم، و یازده نفر فرزندانم كه آخرین آنها قائم مىباشد.
جابر گفت: در این حال من دیدم محمّد محمّد محمّد را در سه موضع، و على [و] على [و] على [و] على را در چهار موضع.»
مجلسى این روایت را با همین سند از كتاب «إكمال الدّین» و «عیون أخبار الرّضا» روایت مىكند.2
حَمُّوئى أیضاً از شیخ صدوق بدین گونه روایت مىكند كه [و همچنین گفت]: و حدیث كرد براى ما احمد بن محمّد بن یحیى عطّار؛ كه گفت: حدیث كرد براى ما پدرم، از محمّد بن الحسین بن ابى الخَطَّاب، از حسن بن محبوب، از أبُو الْجَارُود، از حضرت امام ابو جعفر علیه السّلام از جابر بن عبد اللَه انصارى كه گفت:
- «فرائد السّمطين» ج ٢، ص ١٣٩، حديث ٤٣٣.
- «بحار الانوار» طبع کمپانى، ج ٩، ص ١٢٢، و طبع حيدرى ج ٣٦، ص ٢٠١، حديث ٤ از «إکمال الدّين» ص ١٨١، و «عيون» ص ٢٨؛ و شيخ طبرسى نيز در «إعلام الورى» ص ٣٧٣ و ص ٣٧٤ آن را ذکر کرده است.
