اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج14

0
اعتقادات

جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهل‌سنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • اهمیت تدریس و کتابت  • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر  • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است‏  • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله‏»  • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث  • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان  • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت  • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف   • نقدی بر مکتب اخباری  • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت  • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن  • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهل‌بیت بوده است

امام شناسی ج14

329
  • جبرائیل مى‌آمده است، غیر از اخبار راجع به لوح مى‌باشند؛ گرچه مجلسى رضى اللَه عنه همه آنها را به واسطه اشتراك در مفاد و مضمون در باب واحدى ذكر كرده است؛ و ما براى مزید بصیرت در اینجا به ذكر چند روایت از روایات خواتیم (مهرها) تبرّك مى‌جوئیم:

  •  مجلسى رحمةاللَه از «اكمال الدِّین» و «امالى» شیخ صدوق روایت مى‌كند از ابن الولید، از ابن أبان، از حسین بن سعید، از محمّد بن الحسین كنانى، از جدّش، از حضرت ابو عبد اللَه صادق علیه السّلام كه:

  •  قَالَ: إنَّ اللَهَ عَزّ وَ جَلَّ أنْزَلَ عَلَى نَبِیهِ کتَاباً قَبْلَ أنْ یأتِیهُ الْمَوْتُ، فَقَالَ: یا مُحَمَّدُ! هَذَا الْکتَابُ وَصِیتُک إلَى النَّجِیبِ مِنْ أهْلِ بَیتِک!

  •  فَقَالَ: وَ مَنِ النَّجِیبُ مِنْ أهْلِى یا جَبْرَئیلُ؟!

  •  فَقَالَ: عَلِىُّ بْنُ أَبِى طَالِبٍ علیه السّلام! وَ کانَ عَلَى الْکتَابِ خَوَاتِیم‌1 مِنْ ذَهَبٍ. فَدَفَعَهُ النَّبِىُّ صلى اللَه علیه و آله إلَى عَلىٍّ علیه السّلام وَ أمَرَهُ أنْ یفُک خَاتَماً مِنْهَا وَ یعْمَلَ بِمَا فِیهِ.

  •  فَفَک علیه السّلام خَاتَمَاً وَ عَمِلَ بِمَا فِیهِ. ثُمَّ دَفَعَهُ إلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ علیه السّلام، فَفَک خَاتَماً وَ عَمِلَ بِمَا فِیهِ.

  •  ثُمَّ دَفَعَهُ إلَى الْحُسَینِ علیه السّلام، فَفَک خَاتَماً فَوَجَدَ فِیهِ: أنْ اخْرُجْ بِقَوْمٍ إلَى الشَّهَادَةِ، فَلَا شَهَادَةَ لَهُمْ إلَّا مَعَک، وَ اشْرِ نَفْسَک لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ فَفَعَلَ‌

    1. خاتَم با فتحه تاء عبارت است از: مَا يُخْتَمُ به الشَّىْ‌ءُ «آنچه با آن چيزى را مهر مى‌کنند» مثل مهر دستى و يا نگين انگشترى که با آن آخر نامه‌ها را مهر مى‌کرده‌اند. و به انگشترى خاتم گويند به جهت آنکه براى اينکه، هميشه مهر انسان نزد او بوده باشد و در غيبت و حضور آسان باشد نامه‌ها و معاهده‌ها و پيمانها را مهر کند؛ لهذا نام صاحب خاتَم را روى نگين ثبت مى‌کردند و با افزودن نامى از خدا و اسماء حُسناى او. و در موقع مهر زدن، انگشترى را از دست بيرون آورده مهر مى‌کردند و باز دوباره در دستشان مى‌نمودند. در اين صورت در اين روايت خاتَم به معنى مهرى است که براى محکم نمودن و مهر و موم کردن آن صحيفه استعمال شده است. و خاتم النَّبيّين را هم به همين جهت خاتم گويند، چون «مَن يفتم به الأنبياء» بوده و پس از او پيامبرى نخواهد بود.