
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
352وى علىرغم بُخْلى كه داشت، در این راه اموال سرشارى را مصرف نمود.
و چنین آوردهاند كه: عنایت وى در تشیید و تعضید علوم اسلامیه متوقّف نگردید، بلكه او علماء و مترجمین را وادار مىنمود آنان كه از سریان و فارس بودند تا از فارسى و یونانى به عربى نقل كنند: علوم طبّ و سیاست و حكمت و فَلَك و تنجیم و آداب و منطق و غیرها را.1
بر این اصل او اوّلین حاكمى بود كه براى وى كتبى از لغتهاى دیگر به عربى ترجمه شد، با وجود آنكه عنایت او به حدیث و جمعآورى و تدوین آن، عنایت فائقى بوده است تا به جائى كه چون به او گفته شد: هَلْ بَقِىَ مِنْ لَذَّاتِ الدُّنْیا شَىْءٌ لَمْ تَنَلْهُ؟! فَقَالَ: بَقِیتْ خَصْلَةٌ: أنْ أقْعُدَ فِى مِصْطَبَةٍ وَ حَوْلِى أصْحَابُ الْحدیثِ!
«آیا از لذّات دنیا چیزى هنوز باقى مانده است كه بدان نائل نگشته باشى؟! گفت: یك چیز باقى مانده است: آنكه روى مِصطبه و تختى بنشینم و گرداگرد من اصحاب حدیث بوده باشند!»
و چنانكه در بعضى از روایات وارد است: منصور همان كس است كه به مالك ابن أنس اشاره نمود تا كتاب «مُوَطَّأْ» را تألیف كند.
صَوْلى مىگوید: منصور اعلم مردم به حدیث و أنساب بود.
و شگفتى نیست در آنكه رجال حدیث در عهد منصور زیاد گردند و علماء در طلب آثار رسول اشتداد و اهتمام نمایند و در گردآورى و تدوینش رغبت كنند، با وجود آنكه عمر بن عبد العزیز گفته است: إنَّ السُّلْطَانَ بِمَنْزِلَةِ السُّوقِ یجْلَبُ إلَیهَا مَا ینْفَقُ فِیهَا؛ فَإنْ کانَ بَرّاً أتَوْهُ بِبِرِّهِمْ، وَ إنْ کانَ فَاجِراً أتَوْهُ بِفُجُورِهِمْ.2
- ص ٧٢ از کتاب «تاريخ آداب اللّغة العربيّة» سکندرى.
- در اينجا روايت ديگرى است که أبو حازِم أعْرَج به سليمان بن عبد الملک گفت: إنّما السلطان سوقٌ فما ينفق عنده حمل إليه. «سلطان فقط حکم بازارى را دارد، پس آنچه نزد او رواج دارد به سوى او حمل مىگردد.»
