
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
360را خلاف مشروع و مباین با سیره صحابه مىدانست از این عمل خوددارى كرد و دعوت ابن عبد العزیز را نپذیرفت و پیوسته تعلّل نمود تا او بمرد و تا چهار و پنج سالى كه یزید خلیفه شد و امرى از او صادر نشد، ابن حَزْم موقع را مغتنم شمرده از تدوین منصرف شد، و وفات عُمَر و روى كار آمدن یزید را بهره آسمانى و موقعیت دینى روحانى براى خود به شمار مىآورد.
رابعاً ـ ابن شهاب به واسطه نزدیكى با دربار بنى امیه و هشام بن عبد الملك و قریب مدّت بیست سال در امارت و ولایت او بودن و سفر و حضر را با وى گذراندن، دعوت او را پذیرفت و دست به تدوین زد (البتّه تدوینى كه به معنى مجموعهاى از تداوین معروف آن عصر بوده است از سنّت و حدیث و آراء صحابه و خلفاى اوّلین ابوبكر و عمر و عثمان و شعر و ادبیت عرب و امثالها).
به همین جهت است كه چون عالم مشخّص و مبرّز دربارى بود، و بنى امیه آراء و احكامشان را از او اخذ مىكردند و مصدر قضاوتهاى حُكَّام امویان بود و بدین جهت شهرتى یافته بود، تدوین را به او نسبت دادند، آنهم نه در زمان عمر بن عبد العزیز بلكه در سالیان پس از وى.
خالد بن مَعْدان حِمْصى با وجود آنكه هفتاد صحابى را ادراك كرده بود و بیست سال زودتر از زُهْرى از دنیا رفته بود (چون فوت او در سنه ١٠٤ و فوت زهرى در سنه ١٢٤ مىباشد) و داراى كتاب و تدوین بود، معذلك چون دربارى نبود او را نخستین مُدَوِّن به شمار نیاوردند، با آنكه بنا به روش اهل و امّت عامّه اگر اهل انصاف باشند باید او را اوّلین تدوین كننده به حساب آرند.
سید محمّد رشید رضا كه او را از جهت واقعیت اوّل مُدَوِّن مىشمارد و مىگوید: زُهْرى فقط از جهت معروفیت اوّلین مدوّن است،1 همین عجّاج خطیب به
- مجلّه «المنار» ج ١٠، ص ٧٥٤. او از شاگردان شاخص شيخ محمّد عبده مىباشد که تفسير «المنار» به املاى شيخ و به قلم اوست. تولّدش در سنه ١٢٨٢ و وفاتش در سنه ١٣٥٤ ه است.
