
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
363برابر خود هر قدرتى را كه منازعه مىنمود خرد مىكرد و درهم مىكوبید، كسانى كه در مقابل آن ایستادگى مىكردند و راه آن را بر مردم سدّ مىنمودند، پس از آنكه از دستبرد بدان با عِدَّه و عُدَّة قوّت و نزاع عاجز شدند و فروماندند، هیچ چارهاى نیندیشیدند مگر آنكه از طریق حیله و خدعه حمله ور شده و با مكر و كید آن را درهم شكنند.
و چون عداوت یهود به مؤمنین از همه مردم شدیدتر بود؛ زیرا كه ایشان خود را ملّت برگزیده خدا مىپنداشتند و براى كسى غیر از خودشان قائل به فضیلتى نبودند و براى پیامبرى بعد از موسى اقرار به رسالت نداشتند، راهبان و علماى آنان مخصوصاً وقتى كه امرشان مغلوب شد و از دیارشان اخراج شدند1 چارهاى ندیدند از آنكه با استعانت از مكر و با توسّل به زیركى وارد مبارزه گردند تا به مراد و مطلوبشان واصل گردند.
بنابراین اساس، مكر یهودى آنان را رهبرى كرد تا تظاهر به اسلام نمایند و در باطنشان دین خود را محترم و گرامى بدارند، تا اینكه مكرشان مخفى بماند و بر مسلمین مؤثّر افتد. و قوىترین این كَهَنه از جهت زیركى و شدیدترینشان از لحاظ مكر و فریب و خدعه، كَعْبُ الاحْبار، و وَهَبَ بْنُ مُنَبِّه، و عبد اللَه بن سَلام بوده اند.
آنان چون دریافتند كه حیلههایشان به واسطه اظهار كردن وَرَع و تقواى دروغین، رونق یافت و مسلمین بدیشان آرامش یافتهاند و گولشان را خوردهاند، اوّلین همّتشان را مصروف بر آن نمودند كه مسلمین را از باطن دین و صمیم ایمانشان ضربه زنند، به اینكه دسّ و تزویر كنند در اصول اسلام كه بر آنها قیام دارد آنچه از اساطیر و خرافات كه مىخواهند و از اساطیر و اوهام و تُرَّهاتى كه خوشایند دارند؛ به جهت آنكه اصول دین را ضعیف و سست نمایند.
- عمر يهود خيبر را به اذرعات و غيرها در سنه ٢٠ ه اخراج کرد، و يهود نجران را به کوفه اخراج نمود، و وادى القرى و نجران را ميان مسلمين تقسيم کرد (ص ١٠٨، ج ٨، «البداية و النهاية» ابن کثير) و اين اخراج مخصوص کسانى بود که با رسول خدا صلى اللَه عليه و آله و سلم معاهدهاى نداشتند.
