اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج14

0
اعتقادات

جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهل‌سنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • اهمیت تدریس و کتابت  • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر  • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است‏  • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله‏»  • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث  • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان  • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت  • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف   • نقدی بر مکتب اخباری  • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت  • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن  • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهل‌بیت بوده است

امام شناسی ج14

367
  • همه پیمبران خود را به سوى خلایق با آن امور ارسال فرمود ـ و قرآن كریم روشن ساخت كه اهل كتاب (یهود و نصارى) از نزد خود كتابهایى را نوشته‌اند تا در برابر آن ثمن قلیلى را اخذ كنند.

  •  و بدین علّت بود كه رسول خدا مسلمین را نهى نمودند كه از اهل كتاب امرى را اخذ كنند كه مخالف اصول دین خدا و آداب و احكامش بوده باشد. و چون یك نفر از مسلمین را مى‌دید كه از آنان چیزى نقل مى‌نماید به شدّت به غضب در مى‌آمد.

  •  احمد بن حَنْبَل از جابر بن عبد اللَه روایت كرده است كه: عُمَر بن خَطَّاب كتابى را كه از بعضى اهل كتاب به دستش رسیده بود به نزد پیغمبر آورد و آن را بر پیغمبر قرائت كرد.

  •  پیامبر به غضب آمد و گفت: أ مُهَوِّکون‌1 فِیهَا یا بْنَ الْخَطَّابِ؟! وَ الَّذِى نَفْسِى بِیدِهِ لَوْ أنَّ مُوسَى حَیا مَا وَسِعَهُ إلَّا أنْ یتَّبِعَنى!2

  •  «اى پسر خطّاب! آیا شما خودتان را در این حفره مطالب كتاب سقوط مى‌دهید؟! سوگند به آن كس كه جان من در دست اوست اگر موسى زنده بود چاره‌اى غیر از متابعت مرا نداشت.»

  •  و در روایتى وارد است كه: فَغَضِبَ وَ قَالَ: لَقَدْ جِئتُکمْ بِهَا بَیضَاءَ نَقِیةً! لَا تَسْأَلُوا أهْلَ الْکتَابِ عَنْ شَىْ‌ءٍ فَیخْبِرُوکمْ بِحَقٍّ فَتُکذِّبُوا بِهِ، أوْ بِبَاطِلٍ فَتُصَدِّقُوا بِهِ.

  •  «رسول خدا خشمگین شد و فرمود: تحقیقاً من آن را براى شما سپید و پاكیزه و مُصَفَّى آورده‌ام! شما از اهل كتاب چیزى را نپرسید؛ زیرا به شما خبر به حقّ مى‌دهند و آن خبر را تكذیب مى‌كنید، و یا خبر به باطل مى‌دهند و شما آن خبر را تصدیق مى‌نمائید!»

  •  و بخارى از ابو هُرَیره روایت كرده است كه: لَا تُصَدِّقُوا أهْلَ الْکتَابِ وَ لَا

    1. هَوِک يَهْوَک هَوَکاً کان هَوْکاً: يعنى احمق شد. هَوَّک تَهْوِيکاً: حَفَرَ الهُوکة، يعنى حفره را کند. هَوَّکهُ: حَمَّقَهُ، يعنى او را تحميق کرد و نسبت به حُمق داد.
    2. در «سيره حلبيّه» ج ١، ص ٢٦٤ آورده است که:» رسول خدا به عمر بن خطّاب فرمود: وَ الَّذى نَفْسى بِيَدِهِ لَو أنَّ موسى علَيه السّلام کانَ حَيًّا ما وَسِعَهُ إلَّا أن يَتَّبِعَنى. و أحمد و غير او از عبد اللَه بن ثابت تخريج کرده‌اند که گفت: عمر نزد رسول اللَه صلّى اللَه عليه و آله و سلّم آمد و گفت: يا رَسولَ اللَهِ! إنّى مَرَرْتُ بِأَخٍ لى مِنْ قريظَة فَکتَبَ لى جَوامِعَ مِنَ التَّوراةِ لاعْرِضَها عَلَيک! فَتَغَيَّرَ وَجهُ رَسولِ اللَهِ صَلّى اللَهُ عَلَيهِ‌ [و آلِهِ‌] و سَلَّم. فَقالَ عُمَرُ: رَضِينا بِاللَهِ رَبًّا و بِالإسلام دينًا و بِمُحَمّدٍ صَلّى اللَهُ علَيهِ‌ [و آلِهِ‌] و سَلَّمَ رَسولًا. فَسُرِىَ عَن رَسولِ اللَهِ صَلّى اللَهُ علَيهِ‌ [و آلِه‌] و سَلَّمَ و قالَ: وَ الَّذى نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَو أصبَحَ فيکم موسَى ثُمَّ اتَّبَعْتُمُوهُ لَضَلَلتُم؛ إنَّکم حَظّى مِنَ الامَمِ، وَ أنَا حَظُّکمْ مِنَ النَّبِيّينَ!
      «سُرِىَ عنه: زالَ عنه ما کان يَجِدُهُ مِنَ الْغَضَبِ أوِ الهَّمِّ. الحَظُّ: النّصيبُ و السَّهْمُ.