
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
15عنکبوت این خانه خود را محکمترین خانهها، و این آشیانه با آب دهان خود تنیده را مستحکمترین دژها و قلعهها مىپندارد. و از آن عظیمتر و استوارتر تصوّر نمىکند.
این شبکه صید عنکبوت، اختصاصى به او ندارد. هر کس در عالم و جهان هستى، دامى در برابر خود گسترده، و در انتظار صید مگسى متناسب با حال و شأن و مقام خود نشسته است.
کلُّ مَنْ فى الْوُجودِ یطْلُبُ صَیداً *** إنَّما الاخْتِلافُ فى الشَّبَکاتِ «تمام کسانى که در عالم وجود موجودیت دارند، دنبال صیدى مىگردند. فقط و فقط اختلاف و تفاوت میان ایشان، در کیفیت دامهائى است که مىگسترند و شبکاتى است که در آن صیدشان را گرفتار مىکنند.»
امّا این عنکبوت خودش خبر ندارد که تا چه قدر این خانه تنیده با لعاب دهان خود سست و بىپایه است. و فقط با مختصر حرکت بادى یا دمیدن انسانى با هواى تنفّس خویشتن، آن خانه بر دیار عدم مىرود، و خودش نیز جان خود را در این حرکت مىبازد و از دست مىدهد.
تازه، این عنکبوت با این خانه و آشیانه کار خلافى را مرتکب نشده است، طبق سازمان تکوینى و وجودى و غرائز حیاتى خود بدین عمل دست مىآزد. این حیوان، حیوان معصوم است؛ و از حیطه وظیفه و سرشت خود تعدّى و تجاوزى ننموده است.
امّا انسان که بر خلاف مسیر خداوندى، و سیر فطرى، و راه و نهج صدق و راستى قدم بر مىدارد، و لقاى خدا را منکر مىشود، و در برابر وى اولیائى را، خواه ساکت همچون بتها و خواه ناطق همچون سرکشان جبّار و متمرّدان از خدا بىخبر و متجاوزان به حقوق خدا و خلق، امام و اسوه خود اتّخاذ مىکند؛
