
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
16و راه ولایت و اطاعت از آنان را بر خود تحمیل مىنماید، از روى علم گناه و عصیان مىکند، و با توجّه و تنبّه به عدم استوارى و استحکام این ولایت پوشالى و تخیلى و پندارى، چشمان خود را در مقابل حقّ و حقیقت کور مىکند؛ و خانه زندگى و ابدیت انسانى خود را که اشرف و افضل مخلوقات است، با لعابهاى تنیده پندارى، و افکار نفسانى، و اندیشههاى شیطانى خود چنان محکم و برقرار مىنماید که تو گوئى از این خیالات و توهّمات و ظنون بدون ریشه و اساس، چیزى بهتر و استوارتر و متینتر و رزینتر در عالم هستى وجود ندارد؛ که ناگهان بادى مىوزد، و بنیان عمر و زندگى و حیات و عیش وى را چنان خراب مىکند و درهم مىکوبد که کأنّه در عالم وجود چیزى نبوده، و در دیروز هم این مرد در روى زمین سکونت نداشته است. ﴿كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ﴾.1
ناگهان بانگى برآمد خواجه مرد
- آيه ٢٤، از سوره ١٠: يونس: ﴿إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾.
«اينست و غير از اين نيست كه مَثَل زندگانى دنيا، همچون آبى مىباشد كه ما از آسمان فروفرستادهايم، و گياهان روئيده زمين با آن آب در مىآميزند، از آن گياهانى كه مردم و چهارپايان مىخورند؛ تا به جائى مىرسد كه زمين بهره كافى خود را از آن آب بر مىگيرد و (به انواع اشجار و نباتات و آبها) زينت مىشود؛ بهطورىكه صاحبان آن زمين چنين مىپندارند كه ديگر با قدرت صرفه و مطلقه خود، مالك آن زمين و تصرّفات در محصول آن هستند، كه ناگهان امر (ملكوتى تخريبى) ما بدان زمين يا در شب و يا در روز مىرسد، و چنان آن زمين را دروشده و برچيده شده مىنمائيم كه گويا در ديروز ابداً چنين زمينى بر پا نبوده است. (اى پيامبر!) اينطور ما نشانههاى قدرت و ربوبيّت خودمان را شرح و تفصيل مىدهيم براى گروهى كه تفكّر نمايند.»
- آيه ٢٤، از سوره ١٠: يونس: ﴿إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾.
