
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
23همچون کسى که در خواب، دیوى را بصورت حوریه مىبیند و با او در مىآمیزد، و نطفه گرانقدرش را در او مىریزد. آنگاه از خواب بیدار مىشود، مىبیند عجبا با چه موجودى عشق ورزیده است! او دیو بود، در شکل و شمائل حور جلوهگر آمده بود، و این به امید تولید نسل پاک با چنین موجودى ملکوتى و روحانى، با وى آمیزش کرد و نطفه: سرمایه حیاتى خود را از دست داد، ولى صد حیف که این تخم را در شورهزار کاشت؛ نه ثمره و نه بهرهاى، و اینک در عوض، ضعف و ناتوانى که از لوازم لا ینفک آنست، بر وى طارى گشته و سرش درد آمده و بدنش را کثیف و نجس نموده است.
و یا همچون صیادى که با تیر و کمان خود به دنبال صید هوائى و مرغان آسمانى مىرود؛ ولى وى به جاى آنکه چشمانش را به طرف بالا بیندازد و سرش را رو به آسمان کند، و به خود مرغ حقیقى تیرش را روانه سازد و فوراً آن را صید کرده و از آن متمتّع گردد، چشمش را به پائین دوخته و سرش را رو به زمین کرده و به جاى مرغ، سایه مرغ را دیده است که به شکل و شمائل مرغ بر روى زمین مىپرد و در حرکت مىباشد.
صیاد تیرش را به سوى سایه گسیل مىدارد؛ ولى با آن، آن شکل و صورت شکار نمىشود. باز هم آن صورت و شکل مرغ به جلو مىرود، صیاد تیر دیگرى و سپس تیر دیگرى همینطور روانه مىسازد، تا تمام تیرهائى که در ترکش داشته است تمام مىشود؛ و مرغ را به دام نیاورده، و صید ننموده، سایه هم که باطل است و واقعیت مرغ را ندارد که او را سیر کند؛ عمرش تباه، و زمانش سرآمده، و در پایان روز باید خود را آماده مرگ کند، از گرسنگى و تشنگى و تعب و مشکلاتى را که در راه صید اعمال نموده است، و بدان نائل نگشته است.
خداوند حقّ است و غیر او باطل؛ ﴿فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ فَأَنَّى
