
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
55باشى؛ کمر همّت به میان زده از راه شریعت بیا، یک مقدار از صفات حیوانات را از خود دور کن، و متخلّق به اخلاق روحانیین باش، و راضى بمقام حیوانات و قانع به مرتبه جمادات نشو! حرکتى از این آب و گل به سوى وطن اصلى خود که از عوالم علّیین و محلّ مقرَّبین است بکن تا بالکشف و العیان به حقیقت این امر بزرگ نائل باشى. و راه وصول به این کرامت عظمى معرفت نفس است، همّت بکن بلکه نفس خود را بشناسى که شناختن او راه شناختن خداوند جلّ جلاله است؛ چنانکه در روایت مشهوره وارد است که مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ1. [«کسى که خود را شناخت تحقیقاً پروردگارش را شناخته است.»]
اگر [چه] بعضىها معنى این روایت را حمل بر تعلیق بر محال کردهاند، غافلًا از اینکه همین معنى در اخبار دیگر صریح است در معنى اوّل.
چنانکه در «مصباح الشّریعة» وارد است که سؤال کردند: مقصود از علمى که فرمودهاند او را طلب نمائید اگرچه در چین باشد، کدام علم است؟! فرمودند: مراد معرفت نفس است که در اوست معرفت ربّ.2 و هکذا در خبر است که سؤال کردند از حضرت رسول صلّى اللَه علیه و آله و سلّم: کیفَ الطَّرِیقُ إلَى مَعْرِفَةِ الرَّبِّ؟! فرمودند: مَعْرِفَةُ النَّفْسِ!
و بالجمله این را داشته باش که انسان انسانیتش بصورت نیست؛ زیرا که حیوانات هم صورت دارند و در حمّام هم مىکشند؛ و به جسمانیت هم نیست، زیرا که حیوانات خبیثه هم جسم دارند؛ و با شَرَه طعام و جماع هم نیست، چرا که خرس و خنزیر شَرَهشان بیشتر از تو است؛ و با غضب و قوّه انتقام هم نیست؛ چرا که سگ و گرگ هم قوّه غضبیهشان خیلى است. بلکه خاصّه انسانیت که ترا انسان کند و در شرکاء دیگر یافت نشود، علم است و معرفت و اخلاق حسنه.
- «مصباح الشّريعة» طبع و تعليقه مصطفوى، باب ٦٢، ص ٤١
- «مصباح الشّريعة» طبع و تعليقه مصطفوى، باب ٦٢، ص ٤١
