اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

نسخه عربی

اللَه شناسی ج2

22
  • تمثیل ملاى رومى به آمیزش با دیو و به صید صیاد، سایه مرغ هوا را

  •  چه خوب ملّاى رومى این‌گونه بُعد از حقّ را تمثیل و توضیح فرموده است؛ آنجا که گوید:

  • چون به حقّ بیدار نبود جان ما***هست بیدارى چو دربندان ما
  • جان همه روز از لگدکوب خیال‌***وز زیان و سود و از خوف زوال‌
  • نى صفا مى‌ماندش نه لطف و فرّ***نى به سوى آسمان راه سفر
  • خفته آن باشد که او از هر خیال‌***دارد امّید و کند با او مقال‌
  • نى چنانکه از خیال آید به حال‌***آن خیالش گردد او را صد وبال‌
  • دیو را چون حور بیند او به خواب‌***پس ز شهوت ریزد او با دیو آب‌
  • چون که تخم نسل در شوره بریخت‌***او به خویش آمد خیال از وى گریخت‌
  • ضعف سر بیند از آن و تن پلید***آه از آن نقش پلید ناپدید
  • مرغ بر بالا پران و سایه‌اش‌***مى‌دود بر خاک و پرّان مرغ‌وش‌
  • ابلهى صیاد آن سایه شود***مى‌دود چندانکه بى‌مایه شود
  • بى‌خبر کان عکس آن مرغ هواست‌***بى‌خبر که اصل آن سایه کجاست‌
  • تیر اندازد به سوى سایه او***ترکشش خالى شود در جستجو
  • ترکش عمرش تهى شد عمر رفت‌***از دویدن در شکار سایه تفت‌
  • سایه یزدان چه باشد دایه‌اش‌***وارهاند از خیال و سایه‌اش‌
  • سایه یزدان بود بنده خدا***مرده این عالم و زنده خدا1
  •  ملّا در این ابیات تمثیل زده است غافلان از خدا و از ذکر خدا و منقطعان از راه وصول به خدا را، که تمام سرمایه‌هاى زندگى و حیات‌بخش خود را مجّاناً مى‌بازند و از عاقبت کار، دستشان به کلّى خالى مى‌ماند، قدرت رفته، علم رفته، عمر و حیات رفته، و هیچ بجاى آنها ننشسته است.

    1. «مثنوى معنوى» مجلّد اوّل، از طبع آقا ميرزا محمود، ص ١١