اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

36
  • از فریب نقش نتوان خامه نقّاش دید***ورنه در این سقف زنگارى یکى در کار هست‌
  •  قالَ بَعْضُ أهْلِ الْمَعْرِفَةِ: إنَّ الْعالَمَ غَیبٌ لَمْ یظْهَرْ قَطُّ؛ وَ الْحَقُّ تَعالَى هُوَ الظّاهِرُ ما غابَ قَطُّ. وَ النّاسُ فى هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ عَلَى عَکسِ الصَّوابِ؛ فَیقولونَ: الْعالَمُ ظاهِرٌ وَ الْحَقُّ تَعالَى غَیبٌ‌.

  •  فَهُمْ بِهَذا الاعْتِبارِ فى مُقْتَضَى هَذَا الشِّرْک کلُّهُمْ عَبِیدٌ لِلسِّوَى، وَ قَد عافَى اللَهُ بَعْضَ عَبیدِهِ عَنْ هَذا الدّاءِ.

  •  [«بعضى از اهل معرفت گفته‌اند: جهان، غیب است که هیچ‌وقت آشکارا نشده است؛ و حقّ تعالى اوست تنها ظاهر که هیچ وقت پنهان نگشته است. و مردم در این مسئله خلاف راه راست را معتقدند. مردم مى‌گویند: عالم ظاهر است و حقّ تعالى غیب است.

  •  بنابراین، مردم بر اساس این اعتبار به مقتضاى این شرک، همگى بندگانى براى غیر مى‌باشند؛ و فقط خداوند بعضى از بندگانش را از این مرض عافیت بخشیده است.»]

  • برافکن پرده تا معلوم گردد***که یاران دیگرى را مى‌پرستند
  •  بلى هر ذرّه که از خانه به صحرا شود، صورت آفتاب بیند؛ امّا نمى‌داند