جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
46حَدَثَ [حُدُوثِ] الْعَالَمِ؟!1
«حقّاً و حقیقةً تو یكى از ستارگان درخشان مىباشى، و پدرانت ماههاى شب چهاردهم بودهاند كه با نور افشانى خود بر طبقات ظلمت شب غالب مىشدند، و مادرانت زنانى ارجمند و گرامى قبیله بودهاند كه داراى حسن و أخلاق و سرشار از كمال و جمال بودهاند، و بنیاد و ریشهات از مُكَرَّمترین بنیادها و خاندانهاست، و چون ذكرى از علماء به میان آید تو به جهت أفضلیت و أشهریتت اوّلین از آنها مىباشى! پس خبر بده به من اى دریاى پر عطا و بخشش كه همه جا گسترده است و بالا آمده است: دلیل بر حدوث عالم چیست؟!
حضرت فرمودند: یسْتَدَلُّ عَلَیهِ بِأقْرَبِ الاشیاءِ!
«بر وجود خداوند كه عالم را احداث نموده است استدلال مىتوان كرد به نزدیكترین چیزها!» دیصانّ گفت: مَا هُوَ؟! «چیست آن نزدیكترین؟!»
هِشام بن حكم گفت: حضرت امام صادق علیه السلام تخم مرغى را طلبیدند و آن را بر كف دست خود نهادند و فرمودند:
هَذَا حِصْنٌ مَلْمُومٌ، دَاخِلُهُ غِرْقِئٌ رَقیقٌ، تُطیفُ بِهِ فِضَّةٌ سَائلَةٌ وَ ذَهَبَةٌ مَائِعَةٌ، ثُمَّ تَنْفَلِقُ عَنْ مِثْلِ الطَّاوُوسِ، أ دَخَلَهَا شَىْءٌ؟!
«این قلعهاى است استوار كه اجزایش به هم مربوط و منضمّ مىباشد، و داخل آن پوست نازكى است كه در زیر جلد و پوست خارجى آن است كه از آنجا تخم شكافته مىشود و جوجه بیرون مىآید. داخل این پوست نازك و رقیق، نقرهاى است سَیال و طلائى روان. سپس شكافته مىگردد و از درون آن مثل طاووسى
- مجلسى در ضمن بيان خود آورده است: معنى کلام وى: فَبِک تُثَنَّى الخناصر آن است که: چون علما را به شمارش درآورند تو نخستين کس هستى که قبل از آنها شمرده مىشوى به جهت آنکه افضل و أشهر مىباشى، چون وقتى بخواهند چيزى را بشمارند اوّلًا از انگشت خِنْصِر ابتدا مىنمايند. و ملموم به معنى آن است که: بعضى از اجزاء آن به بعض دگر چسبيده است. و خِضَّم با کسره خاء و فتحه ضاد و ميم مشدّده به معنى کثير العطاء مىباشد.

