جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
53علیهما السلام كه: مردى در حضور أمیر المؤمنین علیه السلام برخاست و گفت: یا أمیرَ الْمُؤْمِنینَ! بِمَا عَرَفْتَ رَبَّک؟!
«اى سید و سالار مؤمنان! خدایت را به چه چیز شناختى؟!»
حضرت فرمود: بِفَسْخِ الْعَزْمِ،1 وَ نَقْضِ الْهِمَمِ. لَمَّا أنْ هَمَمْتُ حَالَ بَینِى وَ بَینَ هَمِّى. وَ عَزَمْتُ فَخَالَفَ الْقَضَاءُ عَزْمِى. فَعَلِمْتُ أنَّ المُدَبِّرَ غَیرِى!
«به گسستن ارادهام و شكستن قصدهایم. زیرا هنگامى كه قصد كردم براى امرى او میان من و قصد من حائل گردید. و چون اراده نمودم قضاء و قَدَر او با اراده من مخالفت كرد. بنابراین علم پیدا كردم كه مُدَبِّر من غیر از خود من است!»
آن مرد گفت: فَبِمَاذَا شَکرْتَ نَعْمَاءَهُ؟!
«به چه سبب شكر و سپاس نعمتهاى وى را بجاى آوردى؟!»
حضرت فرمود: نَظَرْتُ إلَىَ بَلاءٍ قَدْ صَرَفَهُ عَنِّى وَ أبْلَى بِهِ غَیرِى، فَعَلِمْتُ أنَّه قَدْ أنْعَمَ عَلَىَّ فَشَکرْتُهُ.
«من نظر نمودم كه او بلائى را از من برگردانیده است و غیر مرا بدان بلا مبتلا نموده است. پس دانستم: اوست كه حقّاً بر من نعمت داده است پس شكرش را بجا آوردم.»
آن مرد گفت: به چه علّت لقاى وى را دوست داشتهاى؟!
حضرت فرمود: لَمَّا رَأیتُهُ قَدِ اخْتَارَ لِى دِینَ مَلَائکتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ أنْبِیائِهِ، عَلِمْتُ أنَّ الَّذِى أکرَمَنِى بِهَذَا لَیسَ ینْسَانى فَأَحبَبْتُ لِقَاءَهُ.
«چون كه دیدم او براى من دین ملائكه و رسولان و پیامبرانش را اختیار كرده است، دانستم: آن كس كه مرا بدین امور گرامى داشته است این طور نیست كه مرا فراموش كند، فلهذا لقایش را دوست داشتم.»
و در «توحید» صدوق با سند متّصل خود از حضرت أبو جعفر امام محمّد
- در نسخهاى است: بفسخ العزائم.

