
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
24براى عامّه مردم خیر خواهند و از هر راهى كه بیابند به سوى آن ساعى و كوشا مىباشند، و هر كجا بوده باشند ایشان را راهنمایان، ارشاد كنندگان، رهبران، و نجات دهندگان خواهى یافت!
علم دین بر دو نوع است: إلهامى و كَسبى. علم كسبى در آن خطا و صواب و غلط و صحیح واقع مىگردد. و خطاى عالِم و غلط وى بازگشتش به خطا و غلط تمام عالَم مىباشد. به علت آنكه مردم در احكام و حلال و حرام تابع علماء هستند. و خداوند ـ جلّ شأنه ـ از مردم طلب نمىكند مگر عمل به همان شریعتى كه نازل فرموده، و احكامى كه تشریع كرده است.
بنابراین چارهاى نیست كه در میان مردم عالمى وجود داشته باشد كه خطا و غلط و سهو و نسیان در او راه نیابد تا بتواند مردم را به آن شریعت نازلشده از جانب خدا و به آن احكام تشریعشده از ساحت او ارشاد نماید تا آنكه امَّت در دامهاى خطا و ریسمانهاى اغلاط گرفتار نگردند. و این امر امكان پذیر نیست مگر آنكه علم عالم وحى و یا الهام خدا بوده باشد.
و از اینجاست كه حتم و لازم است تا علم أنبیاء و أوصیاء آنان علم ایحائى و یا علم الهامى بوده باشد تا بالنّتیجه خودشان و امَّتهایشان را از وقوع در خطا به واسطه خلاف واقع مصون دارند.
و خداوند متعال یك شریعت فرستاده است نه شریعتهاى متعدّده، و در هر واقعهاى یك حكم آورده است نه احكام عدیده، و براى جمیع امَّت در هر عصرى یك مرشد قرار داده است نه ارشاد كنندگان مختلفه. و لیكن ما در امروزه بالعیان شریعتهاى عدیدهاى را مىیابیم كه هر یك از آنها داراى مُشَرِّعى بخصوص مىباشد نه شریعت واحدهاى كه داراى یك تشریع كننده بوده باشد. و در هر واقعهاى احكام متعدّدهاى را مىیابیم نه یك حكم وُحْدانى را. و در هر عصرى ارشادكنندگانى را مىیابیم كه با هم تخالف دارند و هر كدام از آنها دگرى را طرد و رد مىنماید بلكه بعضى، بعضى را تكفیر مىنمایند و برخى از برخى دگر تبرّى مىجویند، نه ارشاد
