جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
41ارشاد است به حكم عقل یا اشاره به حكم فطرت، همان طورى كه در كلام خداوند تعالى آمده است:
أ فِى اللهِ شَک فَاطِرِ السَّمَاواتِ وَ الارْضِ.1
«آیا در وجود خدا شكّ است خداوندى كه خلقت كننده آسمانها و زمین است؟!»
و أمثال آن در قرآن مجید. زیرا این آیه به تو تحمیل اعتقاد به «وجود» را نمىنماید، بلكه نظرت را از جهت آثار و مشاهده آنها به خدا منعطف مىكند.
بنابر این هر كجا از رسول خدا و عترت وى ادلّهاى در گفتارشان بر این اصول اقامه گردید، مُفادش ارشاد به حكم عقل مىباشد، به جهت آنكه لا یزال ایشان دلالت بر حكم عقل دارند و به مفاد و أحكام عقل هدایت مىنمایند.
خود امام جعفر صادق علیه السلام مىگوید: الْعَقْلُ دَلِیلُ الْمُؤْمِنِ. «عقل، راهنماى مؤمن است.» و مىگوید: دِعَامَةُ الانْسَانِ الْعَقْلُ. «ستون و پایه برقرارى انسان عقل است.» و نیز مىگوید: لَا یفْلِحُ مَنْ لَا یعْقِلُ. «رستگار نمىگردد كسى كه داراى عقل نیست.»
و اگر بخوانى آنچه را كه حضرت امام هُمام موسى الكاظم علیه السلام بر هِشام بن حَكَم در شأن عقل و عقلاء املاء نموده است خواهى دانست كه: چگونه خودشان به حقیقت عقل پى بردهاند و چگونه بر آن دلالت نمودهاند و در استضائه و روشنائى از نور آن تا چه حدّ سفارش و اهتمام و تأكید به عمل آورده اند؟!»
در كلام عترت از این قبیل استدلال بر این اصول بسیار وارد گردیده است. و اینست «نَهْجُ الْبَلَاغَة» كه در آوردن براهین به قدرى قوى است كه عقول را متحیر و اندیشمندان را خیره ساخته است، همچنان كه كتب حدیث و كلام بسیارى از آن ادلّه و حجّتها را گرد آورده است. و از آن قبیل است كتب «احتجاج» طَبَرْسى، و «اصول كافى»، و «توحید» صدوق، و مجلّد اوّل و دوم از «بحار الانوار»، و در كتب دیگر
- آيه ١٠ از سوره ١٤: ابراهيم.

