
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
47خلقت مىشود. آیا چیزى از خارج داخل آن شده است كه آن را بدین صورت و هیئت بیافریند و بیاراید؟!
دیصانى گفت: نه!
حضرت فرمودند: فَهذَا الدَّلِیلُ عَلَى حَدَثِ [حُدوثِ] الْعَالَمِ!
«پس همین دلیل بر حدوث عالم است!»
دیصانى گفت: أخْبَرْتَ فَأوْجَزْتَ، وَ قُلْتَ فَأحْسَنْتَ، وَ قَدْ عَلِمْتَ: أنَّا لَا نَقْبَلُ الَّا مَا أدْرَکنَاهُ بِأبْصَارِنَا، أوْ سَمِعْنَاهُ بِآذَانِنَا، أوْ لَمَسْنَاهُ بِأکفِّنا، أوْ شَمَمْنَاهُ بِمَنَاخِرِنَا، أوْ ذُقْنَاهُ بِأفْوَاهِنَا، أوْ تُصُوِّرَ فِى الْقُلُوبِ بَیاناً، وَ اسْتَنْبَطَهُ الرِّوایاتُ إیقَاناً!
«اخبار نمودى و موجز و مختصر آوردى، و گفتى و نیكو سُفتى، و لیكن تو دانستهاى كه ما نمىپذیریم مگر آنچه را كه با چشمانمان إدراك كنیم، یا با گوشهایمان بشنویم، یا با كفهایمان لَمس نمائیم، یا با خَیشوممان ببوئیم، یا با دهانهایمان بچشیم، یا در دلها صورت آن روشن گردد، و اخبار و آثار به یقین آن را استنباط نماید!»
حضرت فرمودند: ذَکرْتَ الْحَوَاسَّ الْخَمْسَ، وَ هِىَ لَا تَنْفَعُ شَیئاً بِغَیرِ دَلیلٍ کمَا لَا تُقْطَعُ الظُّلْمَةُ بِغَیرِ مِصْبَاحٍ. «تو حواسّ پنجگانه را ذكر كردى در حالى كه آنها بدون دلیل ابداً فائدهاى نمىبخشند همچنان كه نمىتوان راه تاریك را بدون چراغ پیمود!»
علّامه مجلسى در بیان خود آورده است: معنى كلام حضرت كه فرموده است: حواسّ بدون دلیل ابداً فائدهاى نمىبخشند آن است كه حواسّ به خودى خود عاجز هستند و ادراك حواس متوقّف مىباشد بر شرائطى، پس تو چگونه نفى مىنمائى آنچه را كه به حسِّ خودت ادراك نكردهاى؟! همان طورى كه چشم اشیاء خارجى را بدون چراغ نمىبیند. و احتمال دارد كه مراد از دلیل، عقل بوده باشد یعنى: حواسّ بدون دلالت عقل ثمرى ندارند پس عقل مثل چراغ مىباشد براى احساس حواسّ. و تو حكم عقل را معزول كردهاى و دست از عقل فروشستهاى و فقط بر حكم حواسّ اقتصار نمودهاى!
