اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج18

0
اعتقادات

جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیه‌السلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنی‌امیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیه‌السلام  • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیه‌السلام  • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیه‌السلام با مُلحدین  • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمی‌‌گویند  • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است  • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره  • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید  • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنی‌امیّه خصوصاً معاویه  • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنی‌امیه  • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام  • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعب‌الأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها  • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه

امام شناسی ج18

55
  • من عقیده‌ات بر آن مكان و منزلتى كه وى را نهادى و توصیفى كه از او نمودى ضعیف گردد!

  •  ابن مُقَفَّع به او گفت: اینك كه تو رأى مرا بر این محمل پنداشتى برخیز و به سوى او برو و تا جائى كه در قدرت توست سعى كن تا لغزش و خطائى در كلام از تو سر نزند، و عنانت را در مُحاجّه و استدلال رها منما تا او به تو در كلام پاى‌بندى زند و تو را به مرامش تسلیم سازد ـ یا به اسلامت تو را مُلزم و مَنكوب كند ـ ، و هر بضاعتى در استدلال دارى به وى عرضه كن خواه به نفع تو باشد و یا به ضررت!

  •  در این حال ابن أبى العوجاء برخاست و من با ابن مُقَفَّع بجاى خود ماندیم. ابن أبى العوجاء كه به سوى ما بازگشت گفت: اى پسر مُقَفَّع این مرد بَشَر نیست. وَ إنْ کانَ فِى الدُّنْیا رُوحَانىٌّ یتَجَسَّدُ إذَا شَاءَ ظَاهِراً، وَ یتَرَوَّحُ إذَا شَاءَ بَاطِناً فَهُوَ هَذَا!

  •  «و اگر در جهان یك موجود ملكوتى روحانى وجود داشته باشد كه هر وقت اراده كند، لباس جسم بپوشد و ظاهراً در كالبد و جَسَد درآید و هر وقت اراده كند، رُوح مجرّد گردد و باطناً در ملكوت باشد، فقط و فقط این مرد است.»

  •  ابن مُقفّع گفت: چگونه آن طور است كه مى‌گوئى؟!

  •  ابن أبى العوجاء گفت: من نزد وى نشستم چون احدى در آنجا غیر از من نماند ابتداءً رو كرد به من و گفت: إنْ یکنِ الامْرُ عَلَىَ مَا یقُولُ هَؤُلاءِ ـ وَ هُوَ عَلَى مَا یقُولُونَ ـ یعْنِى أهْلَ الطَّوَافِ، فَقَدْ سَلِمُوا وَ عَطِبْتُمْ، وَ إنْ یکنِ الامْرُ کمَا تَقُولُونَ ـ وَ لَیسَ کمَا تَقُولُونَ ـ فَقَدِ اسْتَوَیتُمْ وَ هُمْ!

  •  «اگر امر بر طبق عقیده آن جمعیت باشد ـ با وجودى كه بر طبق عقیده آنان است ـ یعنى مردمانى كه مشغول طواف كردن هستند، در آن صورت تحقیقاً ایشان به سلامت رفته‌اند و شما به هلاكت رسیده اید! و اگر امر بر طبق عقیده شما باشد ـ با وجودى كه چنین نیست ـ در آن صورت تحقیقاً شما با آنها یكسان خواهید بود!»

  •  من به او گفتم: خداوند رحمتت كند! ما چه مى‌گوئیم و آنان چه مى‌گویند؟! گفتار ما و گفتار آنها یكى است.