اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج18

0
اعتقادات

جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیه‌السلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنی‌امیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیه‌السلام  • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیه‌السلام  • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیه‌السلام با مُلحدین  • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمی‌‌گویند  • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است  • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره  • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید  • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنی‌امیّه خصوصاً معاویه  • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنی‌امیه  • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام  • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعب‌الأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها  • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه

امام شناسی ج18

60
  • وجود آید و سپس باطل شود.

  •  بنابر این با وجودش بعد از عدمش داخل در حادثات مى‌گردد. و فرض وجودش در ازل داخل شدن آن است در قدیم. و البتّه صفت ازل با حدوث، و صفت قِدَم با عَدَم در چیز واحد، مجتمع نخواهند گشت!

  •  عبد الكریم گفت: فرض كن كه قبول كردم و دانستم من جارى شدن دو حالت و دو زمان را بر نهج واحد طبق آنچه كه تو ذكر كردى و استدلال نمودى بر حدوث آنها، و لیكن اگر اشیاء بر همان حالت صغر و كوچكى خود باقى بودند، چگونه مى‌توانستى استدلال نمایى بر حدوث آنها؟! حضرت عالم علیه السلام گفتند: سخن تو و استدلال تو روى همین عالم خارج فعلى بود؛ امّا چنانچه این عالم را برداریم و عالمى دیگر به جاى آن قرار دهیم كه آن از اوَّل بوده است، هیچ چیز دلالتش بر حدوث آن از همین رفع و وضع آن بیشتر نخواهد بود؛ و لیكن در عین حال من پاسخت را طبق همین فرضیه‌اى كه مى‌خواهى ما را با آن محكوم نمائى مى‌دهم، پس مى‌گوئیم:

  •  اگر اشیاء بر همان حالت صِغَر و كوچكیشان باقى بودند، در عالمِ فرض و تصوّر این طور بودند كه اگر فرضاً به آنها مثل آنها ضمیمه مى‌گشت آنها بزرگتر مى‌شدند، بنابراین با جواز حكم تغییر بر آنها، از حالت قدیمى بودن بیرون مى‌آیند، به همان گونه كه با تغییرشان داخل در حوادث شدند و از قدمت بیرون آمدند. اى عبد الكریم چیزى براى تو از عالم اجسام پشت سرت باقى نماند!

  •  عبد الكریم بن أبى العوجاء در این مكالمه نیز منكوب و مخذول و بیچاره گشت.

  •  هنگامى كه در سال بعد با حضرت در حرم مكّه برخورد كرد بعضى از شیعیان حضرت به او گفتند: ابن أبى العوجاء اسلام اختیار كرده است.

  •  حضرت فرمودند: وى كورتر است از این برگشت، او اسلام اختیار نمى‌كند! چون چشمش به حضرت افتاد گفت: سَیدى و مَوْلَاىَ! «اى سید و سالار من! و اى‌