جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
61آقا و صاحب اختیار من!»
حضرت به او گفتند: انگیزهات بر آمدن به اینجا محلِّ طَواف و حَجّ چه بوده است؟!
او گفت: عَادَةُ الْجَسَدِ، وَ سُنَّةُ الْبَلَدِ، وَ لِنَبْصُرْ مَا النَّاسُ فِیهِ مِنَ الْجُنُونِ وَ الْحَلْقِ وَ رَمْىِ الْحِجَارَةِ!
«عادت جسمانى ما، و سُنَّت و رویه مردمان شهر، و دیگر آنكه مشاهده كنیم آن نحو دیوانگى و سر تراشیدن و پرتاب كردن سنگ را كه مردم انجام مىدهند!»
حضرت گفتند: اى عبد الكریم! تو هنوز بر سركشى و گمراهى خود ایستادگى دارى!
ابن أبى العوجاء خواست در اینجا باز سر گفتگو و بحث را باز كند كه حضرت گفتند: لَا جِدَالَ فِى الْحَجِ1 «در حجّ جدال جایز نیست.» و رِداى خود را از دست او بیرون آورده و تكان دادند و گفتند: إنْ یکنِ الامْرُ کمَا تَقُولُ ـ وَ لَیسَ کمَا تَقُولُ ـ نَجَوْنَا وَ نَجَوْتُ! وَ إنْ یکنِ الامْرُ کمَا نَقُولُ ـ وَ هُوَ کمَا نَقُولُ ـ نَجَوْنَا وَ هَلَکتَ!
«اگر امر مانند آن بوده باشد كه تو مىگوئى ـ در صورتى كه چنان نیست ـ ما و تو هر دو نجات پیدا نمودهایم (و در نجات مساوى هستیم). و اگر امر مانند آن بوده باشد كه ما مىگوئیم ـ در صورتى كه چنین است ـ ما نجات پیدا نمودهایم و تو هلاك شدهاى!»
عبد الكریم رو به اطرافیانش كرد و گفت: من در جوف خودم حرارتى یافتم! مرا برگردانید. او را برگردانیدند و مُرد. خدایش رحمت نكند.
در «احتجاج» طبرسى بعض این حدیث را مرسلًا روایت نموده است.
مجلسى در تحت عنوان «تَنْوِیرٌ» شرح بالنّسبة مفصّلى راجع به این حدیث بیان
- آيه ١٩٧ از سوره ٢: بقره.

