اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معاد شناسی ج1

0
اعتقادات
اعتقادات
جلد ها

کتاب شریف «معاد‌ شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه می‌باشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانی‌های ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده می‌شود. محوریت این ابحاث روی «باطن‌بودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایه‌گذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذی‌قیمت فرامی‌خواند. در جلد اول از این مجموعه پیرامون «رابطه باطنی دنیا و آخرت» و «حرکت انسان به سوی باطن دنیا» سخن به‌میان آمده است. مهمترین مباحث این مجلّد: • فرق مؤمن و کافر در پیروی از عقل و حسّ • معنای زینت و غرور بودن دنیا • دنیا، ظاهر حیات و آخرت، باطن آن است • علت ترس از مرگ • اشتیاق به مرگ، شاخص مؤمن • معنای دنیای مذموم • راه بهشت، صبر در ناملایمات است • مرگ و خواب از یک مقوله‌اند، با شدّت و ضعف • در حال خواب با بدن مثالی هستیم • عمل فرشتگانِ قبض روح و ملک الموت، عین عمل خداست • کیفیت قبض روح افراد مختلف، از مؤمن و کافر و ستمگر • قبض روح و مشاهدات در حال مرگ، با باطن است • مرگ، تطهیر و تزکیه است • در آخرت،‌ متاع عبودیت و تقویٰ خریدار دارد

معاد شناسی ج1

96
  • بیشتر شود به همان میزان محبّت به آن بیشتر و دلبستگى به آن شدیدتر و دل كندن از آن ناهموارتر است.

  •  با این خصوصیات اگر به كسى بگویند: یك سال دیگر مى‌میرى یا مثلًا ده سال دیگر مى‌میرى، دنیا در چشم او تاریك مى‌شود؛ گوئى تمام عذاب‌ها را بر او وارد كرده و كوه‌ها را بر سر او خراب مى‌نمایند.

  • مؤمن بواسطه ربط با خداوند هیچ نگرانى از مرگ ندارد

  •  امّا اگر به مؤمن كه ربط با خداى خود پیدا كرده و در اثر تهذیب نفس و تزكیه اخلاق به مدینه فاضله رسیده، و از ظاهر عالم غرور به باطن دار خلود هجرت كرده، و با موجودات عالم تجرّد و معنى به علّت عبودیت خدا مربوط گشته، و در اطاعت فرمان خدا در صیقل زدن نفس امّاره بسوء با گذشت و ایثار و انفاق و اطعام و جهاد و صلاة و صیام و انصاف با خلق و احسان و دستگیرى از مستمندان و غیره كوتاهى نكرده است؛ اگر بگویند: در یك روز دیگر یا مثلًا در یك ساعت دیگر مى‌میرى در پاسخ مى‌گوید: الحمد للّه، از اینجا رخت بر مى‌بندم به مُلك خلود، و از غرور به عالم ابدیت، و از سراچه حدود به عوالم لا یتناهَى، و از خارج حرم به داخل حرم لقاء احرام مى‌بندم و جان خود را در قدم محبوب ازلى فدا مى‌كنم.

  • این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست‌***روزى رخش ببینم و تسلیم وى کنم‌
  • روزها حرف من اینست و همه شب سخنم‌***که چرا غافل از احوال دل خویشتنم‌