اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معاد شناسی ج2

41٬650
اعتقادات
جلد ها

کتاب شریف «معاد‌ شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه می‌باشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانی‌های ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده می‌شود. محوریت این ابحاث روی «باطن‌بودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایه‌گذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذی‌قیمت فرامی‌خواند. در جلد دوم از این مجموعه پیرامون «تمایزات عالم طبع، برزخ و قیامت» و «حضور ملکوتی اشیاء در عوالم بالا» سخن به‌میان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • اساس دستورات دین بر تعبد است • بی‌فائده بودن توبه در حال نزول عذاب • بر مستضعفین عذاب نیست • کیفیت تجلی صفات خدا در اولیای‌خدا • لازمۀ پیروی از اولیای‌خدا لحوق به آنهاست • اولیاء خدا ترس و اندوه و سکرات مرگ ندارند • کیفیت تجلّیِ صفات خدا در اولیاء خدا • الحاق مؤمنان به اولیای خدا، و منکران به اولیای شیطان • در حال تجرّد و مرگ، هر کدام از زشتیها و خوبیها به اصل خود می‌روند • ابتلائات دنیوی کفارۀ گناه مؤمن • تمایزات عالم طبع و برزخ و قیامت • تجرّد عالم خیال • کردار انسان در دنیا، به واسطۀ اتّحادِ بدن با صورت مثالی است • در برزخ، سؤال با باطن است و امکان دروغ نیست • در برزخ، انسان و اعمال او با صورت ملکوتی جلوه دارند

سرای جاوید

معاد شناسی ج2

133
  • غَلِیلًا اخْتِصَامُ أَصْحَابِكَ بِبَابِكَ.

  •  أصبغ بن نُباته میگوید: «حارث هَمْدانى با جماعتى از شیعیان كه من نیز در بین آنها بودم بر حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام وارد شدند، و حارث در راه رفتن با تانّى و سنگینى پیش میرفت، و چون مریض بود عصاى سركجى كه در دست داشت به زمین مى‌كوفت.

  •  حارث در نزد أمیر المؤمنین شخصیتى بود و مقام و منزلتى داشت، و چون أمیر المؤمنین علیه السّلام او را بدین حال دید فرمود: اى حارث! حالت چطور است؟

  •  عرض كرد: یا أمیر المؤمنین روزگار بر من غلبه كرده و سلامتى را از من ربوده است و علاوه بر این، نزاعى كه اصحاب تو در خانه تو با یكدگر دارند، حرارت و حِقد را در درون من افروخته است و مرا فزون از حدّ، بى تاب و تحمّل كرده است. قَالَ: وَ فِیمَ خُصُومَتُهُمْ؟

  •  قَالَ: فِیک وَ فِى الثَّلَاثَةِ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِک؛ فَمِنْ مُفْرِطٍ مِنْهُمْ غَالٍ، وَ مُقْتَصِدٍ1 قَالٍ: وَ مِنْ مُتَرَدِّدٍ مُرْتَابٍ لَا یدْرِى أَ یقْدِمُ أَمْ یحْجِمُ.

  •  فَقَالَ: حَسْبُک یا أَخَا هَمْدَانَ! أَلَا إنَّ خَیرَ شِیعَتِى النَّمَطُ

    1. در «أمالى» شيخ طوسى نيز «و مقتصد قالٍ» وارد شده است، و ليکن در «بِشارةُ المصطفى» «مُقْتَصِدٍ والٍ»، و در «کشفُ الغمّة» «مُبْغِضٍ قالٍ»، و در «بحار الانوار» که از «مجالس» مفيد حکايت نموده است «وَ مُقْتَصِدٍ تال» وارد شده است.
/ 600