اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کتاب «رساله مودت» تألیف ذی‌قیمت حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی ـ قدّس سرّه ـ می‌باشد. این کتاب خلاصه مباحثی است که مرحوم علامه در تفسیر آیۀ مودّت: (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى) و لزوم محبّت اهل‏بيت عليهم السّلام، و نقل و بررسى برخى وقايعِ بعد از رحلت حضرت رسول أكرم ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ تا شهادت حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در سال 1391 ه.ق، در مسجد قائم طهران ايراد فرموده‌‏اند.  برخی  مطالب مندرج در کتاب:  • دين اسلام ميزان صحّت أعمال را بر معيار محبت اندازه گيرى كرده است  • محبّت استقلالى به غير خدا، شديداً در قرآن مورد انتقاد قرار گرفته است  • اطاعت از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم، لازمۀ محبّت به خداست  • معانى مختلف از تفاسير اهل تسنن درباره «مودّة فى القربى» و مراد حقیقی آن  • شصت و چهار نفر از بزرگان اهل‌سنّت، آيۀ مزبور را بر وجوب مودّتِ اهل‏‌بيت تفسير كرده‌‏اند  • جعلی بودن روایت «اصحابی کالنجوم»  • طبق نظر شافعى، محبّت به اهل بيت از مسلّماتِ دين است  • مودّتِ أهل‏بيت تنها يك مسأله اجتماعى نيست؛ بلكه برقرارى ارتباط با ملكوت است

سرای جاوید

رساله مودت

115
  •  «و هنگامیكه در آن معركه چشمها خیره و مضطرب و از شدّت خوف به حركت و گردش در آمد و دلها طپید و به گلوگاه و حنجره‌ها رسید و شما اصحاب به خداى خود سوء ظنّ بردید، در آن صحنه مؤمنین مورد امتحان خدائى قرار گرفتند و وجود ایمانى آنان به شدّت متزلزل شد.»

  • آياتى در شيوه رفتارى منافقين در مواقع ترس و جنگ، برخى از وقايع جنگ احزاب

  •  و جماعتى از اصحاب كه در باطن نفاق داشتند و أفرادى كه دلهاى آنان از أمراض شرك خالى نبود گفتند: تمام وعده‌هاى خدا و رسول خدا دروغ و بى‌اعتبار شد؛ وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً.1

  •  و نیز جماعتى از اهل مدینه رو به جمعیت نمودند و گفتند: اى اهل یثْرب (اهل مدینه) اینجا براى شما موضع درنگ نیست، فوراً به خانه‌هاى خود برگردید. و جماعتى از آنان كه خجالت مى‌كشیدند بدون عذر برگردند، خدمت رسول الله آمده بهانه جوئى نمودند؛ به بهانه آنكه خانه‌هاى ما سرپرست ندارد و عیالات ما تنها هستند اجازه برگشت مى‌گرفتند، و در این موقع خطیر وجود مقدّسش را رها میكردند. خداوند میفرماید كه خانه‌هاى آنها بى‌سرپرست نبود، آنان قصد فرار از جنگ داشتند؛ وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً.2

  •  این إجمال قضیه أحزاب بود. در چنین موقعیتى بعضى از صحابه گفتند كه: این دشمنان فقط با محمّد كار دارند، بیائید محمّد را تحویل آنان بدهیم و خود جان به سلامت بریم. در این هنگام پیغمبر سه مرتبه خطبه خواند و مردم را

    1. آيه ١٢، از سوره ٣٣: الأحزاب
    2. آيه ١٣، از سوره ٣٣: الأحزاب
/ 15