اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کتاب «رساله مودت» تألیف ذی‌قیمت حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی ـ قدّس سرّه ـ می‌باشد. این کتاب خلاصه مباحثی است که مرحوم علامه در تفسیر آیۀ مودّت: (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى) و لزوم محبّت اهل‏بيت عليهم السّلام، و نقل و بررسى برخى وقايعِ بعد از رحلت حضرت رسول أكرم ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ تا شهادت حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در سال 1391 ه.ق، در مسجد قائم طهران ايراد فرموده‌‏اند.  برخی  مطالب مندرج در کتاب:  • دين اسلام ميزان صحّت أعمال را بر معيار محبت اندازه گيرى كرده است  • محبّت استقلالى به غير خدا، شديداً در قرآن مورد انتقاد قرار گرفته است  • اطاعت از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم، لازمۀ محبّت به خداست  • معانى مختلف از تفاسير اهل تسنن درباره «مودّة فى القربى» و مراد حقیقی آن  • شصت و چهار نفر از بزرگان اهل‌سنّت، آيۀ مزبور را بر وجوب مودّتِ اهل‏‌بيت تفسير كرده‌‏اند  • جعلی بودن روایت «اصحابی کالنجوم»  • طبق نظر شافعى، محبّت به اهل بيت از مسلّماتِ دين است  • مودّتِ أهل‏بيت تنها يك مسأله اجتماعى نيست؛ بلكه برقرارى ارتباط با ملكوت است

سرای جاوید

رساله مودت

120
  • میراند، كه ناگهان در تاریكى شب صداى شدیدى بلند شد و آن جماعت منافق خود را به پیغمبر رسانیدند، و حضرت به خشم در آمدند و به حذیفه امر كردند كه برگردد و آنها را ببیند.

  •  حذیفه برگشت و با چوب دستى كه در دست داشت به صورت اسبها و شتران آنها زد، دید جماعتى نقاب بر رخ كشیده‌اند تا شناخته نشوند. چون حذیفه را دیدند ترسیدند كه شناخته شوند و مكر آنها آشكار گردد، لذا سرعت نموده و خود را به مردمى كه از وسط درّه عبور میكردند رساندند و خود را با آنها مخلوط نمودند.1

  •  حذیفه برگشت و خود را به رسول الله رسانید. چون حذیفه رسید حضرت فرمودند: اى حذیفه! ناقه را تُند بران. و به عمّار فرمودند: به راه بیفت. عمّار و حذیفه سرعت كردند تا رسول الله را به سلامت از عقبه عبور دادند و منتظر شدند تا مردم كه از بطن وادى حركت میكردند و راهشان طولانى‌تر بود برسند.

  •  حضرت به حذیفه فرمودند: اى حذیفه! آیا از این جماعت كه قصد هلاك مرا داشتند كسى را شناختى؟ عرض كرد: شب تار بود و آنان نیز بر صورت خود نقاب كشیده بودند، ولى راحله دو نفر فلان و فلان را شناختم.

  •  حضرت فرمودند: آیا دانستید آنها چه نیتى داشتند؟ عرض كردند: نه، یا رسول الله! حضرت فرمودند: آنها به خدعه و مكر، خود را به دنبال ما روانه‌

    1. در «روضه کافى» ص ١٦٥ وارد است از سهل بن يعقوب بن يزيد عن عبدالحميد عمّن ذکره عن أبى‌عبدالله عليه السّلام قَالَ: لَمَّا نَفَّرُوا بِرَسولِ اللهِ ناقَتَهُ قالَتْ لَهُ النَّاقَةُ: وَاللهِ لَاأزَلْتُ خُفًّا عن خُفٍّ و لو قُطِّعتُ إرْبًا إرْبًا. [«هنگامى که ناقه رسول خدا را رَم دادند، ناقه خطاب به پيغمبر گفت: قسم به خدا، يک قدم بر نمى‌دارم و از جاى خود حرکت نمى‌کنم، اگر چه تکه تکه گردم.»]
/ 177