کتاب «رساله مودت» تألیف ذیقیمت حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی ـ قدّس سرّه ـ میباشد. این کتاب خلاصه مباحثی است که مرحوم علامه در تفسیر آیۀ مودّت: (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى) و لزوم محبّت اهلبيت عليهم السّلام، و نقل و بررسى برخى وقايعِ بعد از رحلت حضرت رسول أكرم ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ تا شهادت حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در سال 1391 ه.ق، در مسجد قائم طهران ايراد فرمودهاند. برخی مطالب مندرج در کتاب: • دين اسلام ميزان صحّت أعمال را بر معيار محبت اندازه گيرى كرده است • محبّت استقلالى به غير خدا، شديداً در قرآن مورد انتقاد قرار گرفته است • اطاعت از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم، لازمۀ محبّت به خداست • معانى مختلف از تفاسير اهل تسنن درباره «مودّة فى القربى» و مراد حقیقی آن • شصت و چهار نفر از بزرگان اهلسنّت، آيۀ مزبور را بر وجوب مودّتِ اهلبيت تفسير كردهاند • جعلی بودن روایت «اصحابی کالنجوم» • طبق نظر شافعى، محبّت به اهل بيت از مسلّماتِ دين است • مودّتِ أهلبيت تنها يك مسأله اجتماعى نيست؛ بلكه برقرارى ارتباط با ملكوت است
رساله مودت
53...1
لعن امام بر كسى كه برادر دينى خود را فريب دهد (ت)
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] وَ سَلامُهُ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمْ أجْمَعينَ مِن حَديثٍ طَويلٍ قالَ: إذا کانَ يَوْمُ الْقِيَمَةِ يُنادى مُنادٍ أينَ جيرانُ اللهِ جَلَّ جَلالُهُ فى دارِهِ؟ فَيَقومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ فَتَسْتَقْبِلُهُمْ زُمْرَةٌ مِنَ الْمَلَئِکةِ فَيَقولونَ لَهُمْ: ماذا کانَ عَمَلُکمْ فَصِرْتُمْ بِهِ جيرانَ اللهِ فى دارِهِ؟ فَيَقولونَ: کنّا نَتَحآبُّ فى اللهِ وَ نَتَباذَلُ فى اللهِ وَ نَتَزاوَرُ فى اللهِ عَزَّوَجَلَّ. قالَ: فَيُنادى مُنادٍ صَدَقَ عِبادى، خَلُّوا سَبيلَهُمْ لِيَنْطَلِقوا إلى جِوارِ اللهِ بِغَيرِ حِسابٍ.
«و از باقر علوم نبيّين از پدرانش آنانکه جانشينان داراى رشد و هدايت هستند از جدّشان سيّد و آقاى پيامبران صلوات الله و سلامه عليه و عليهم أجمعين در ضمن حديثى طولانى وارد است که آن حضرت فرمود: چون روز قيامت شود منادىاى ندا ميکند: کجا هستند کسانى که همسايگان خداوند جلّجلاله در خانه او ميباشند؟ پس گروهى از مردم بر مىخيزند و جماعتى از ملائکه به استقبال آنان ميروند و به ايشان ميگويند: شما چه عملى انجام دادهايد که به واسطه آن همسايه خدا در خانه او شدهايد؟ آنها در جواب مىگويند: ما بخاطر خدا يکديگر را دوست مىداشتيم و بخاطر خدا بذل و بخشش مىکرديم و بخاطر خدا به زيارت يکديگر ميرفتيم. حضرت فرمود: پس منادىاى از جانب حقّ ندا مىکند: راست ميگويند اين بندگان من، راه آنها را باز کنيد تا بدون حساب بسوى جوار خداوند حرکت کنند.»“ وَ عَنْ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ الْأنْصارىِّ قالَ””ُ دَخَلْتُ عَلَى الْإمامِ أبى الْحَسَنِ (الْکاظِمِ) عَلَيْهِ السَّلامُ وَ عِندَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ الْجَعْفَرىِّ. فَتَبَسَّمْتُ إلَيهِ. فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: أتُحِبُّهُ؟ قُلتُ: نَعَمْ وَ ما أحْبَبْتُهُ إلّالَکمْ. فقَال عَلَيهِ السَّلامُ: هُوَ أخوک، وَ الْمُؤْمِنُ أخو الْمُؤْمِنِ لِأبيهِ وَ امِّهِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اتَّهَمَ أخاهُ، مَلْعونٌ مَلْعونٌ مَن غَشَّ أخاهُ، مَلْعونٌ مَلْعونٌ مَن لَمْ يَنْصَحْ أخاهُ، مَلْعونٌ مَلْعونٌ مَنِ اسْتَأْثَرَ عَلَى أخيهِ، مَلْعونٌ مَلْعونٌ مَنِ اغْتابَ أخاهُ.”
«و از عبد المؤمن أنصارى وارد است که ميگويد: بر حضرت أبوالحسن امام کاظم عليه السّلام وارد شدم و محمّد بن عبد الله جعفرى نيز نزد آن حضرت بود. من به او لبخند زدم. آن حضرت فرمود: آيا او را دوست دارى؟ عرض کردم: بله و اين دوستى نيست مگر بخاطر شما. پس آن حضرت فرمود: او برادر توست، مؤمن در حکم برادر أبوينى مؤمن [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] وَ سَلامُهُ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمْ أجْمَعينَ مِن حَديثٍ طَويلٍ قالَ: إذا کانَ يَوْمُ الْقِيَمَةِ يُنادى مُنادٍ أينَ جيرانُ اللهِ جَلَّ جَلالُهُ فى دارِهِ؟ فَيَقومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ فَتَسْتَقْبِلُهُمْ زُمْرَةٌ مِنَ الْمَلَئِکةِ فَيَقولونَ لَهُمْ: ماذا کانَ عَمَلُکمْ فَصِرْتُمْ بِهِ جيرانَ اللهِ فى دارِهِ؟ فَيَقولونَ: کنّا نَتَحآبُّ فى اللهِ وَ نَتَباذَلُ فى اللهِ وَ نَتَزاوَرُ فى اللهِ عَزَّوَجَلَّ. قالَ: فَيُنادى مُنادٍ صَدَقَ عِبادى، خَلُّوا سَبيلَهُمْ لِيَنْطَلِقوا إلى جِوارِ اللهِ بِغَيرِ حِسابٍ.

