اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کتاب «رساله مودت» تألیف ذی‌قیمت حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی ـ قدّس سرّه ـ می‌باشد. این کتاب خلاصه مباحثی است که مرحوم علامه در تفسیر آیۀ مودّت: (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى) و لزوم محبّت اهل‏بيت عليهم السّلام، و نقل و بررسى برخى وقايعِ بعد از رحلت حضرت رسول أكرم ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ تا شهادت حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در سال 1391 ه.ق، در مسجد قائم طهران ايراد فرموده‌‏اند.  برخی  مطالب مندرج در کتاب:  • دين اسلام ميزان صحّت أعمال را بر معيار محبت اندازه گيرى كرده است  • محبّت استقلالى به غير خدا، شديداً در قرآن مورد انتقاد قرار گرفته است  • اطاعت از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم، لازمۀ محبّت به خداست  • معانى مختلف از تفاسير اهل تسنن درباره «مودّة فى القربى» و مراد حقیقی آن  • شصت و چهار نفر از بزرگان اهل‌سنّت، آيۀ مزبور را بر وجوب مودّتِ اهل‏‌بيت تفسير كرده‌‏اند  • جعلی بودن روایت «اصحابی کالنجوم»  • طبق نظر شافعى، محبّت به اهل بيت از مسلّماتِ دين است  • مودّتِ أهل‏بيت تنها يك مسأله اجتماعى نيست؛ بلكه برقرارى ارتباط با ملكوت است

سرای جاوید

رساله مودت

63
  • ...1

  • توصيه سيّد شرف الدّين به شيعيان و أهل تسنّن (ت)

  •  

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] وَ أنْشَأَ تَحْتَها مَلَئِکةً مِن نورٍ دَفَعَ إلَى کلِّ مَلَک صکا، فَإذا اسْتَوَتِ الْقِيَمَةُ بِأهْلِهَا نادَتِ المَلَئِکةُ فى الخَلآئِقِ، فَلا يَبْقَى مُحِبٌّ لِأهْلِ الْبَيْتِ إلّادَفَعَتْ إلَيهِ صکا فيهِ فَکاکهُ مِنَ النّارِ؛ فَصارَ أخى وَ ابنُ عَمّى وَ ابْنَتى فَکاک رِقابِ رِجالٍ وَ نِسآءٍ مِن امَّتى مِنَ النّارِ. 
      وَ الأخبارُ فى هذا لا يَحْتملها هذا الإملآءُ، وَ فى هذا القَدرِ کفايةٌ لمَن کانت للّه تعالى فيه عنايةٌ. 
      فعَسى أن يعرفَ الشّيعىُّ بعدَ هذا أنّ أهلَ السّنّة قد أنصَفوا و اعترَفوا، و عَسى أن يعرفَ السّنّىُّ لا وجهَ بعدَ هذه المبشّرات لشى‌ءٍ من الضغآئنِ أو الهَناةِ. والسّلامُ عَلَى من اتّبعَ السُّننَ و جانَبَ الفِتنَ و رحمةُ اللهِ و برکاتُه. 
      «و احمد از حضرت على عليه السّلام روايت کرده است که فرمود: نبىّ أکرم صلّى الله عليه و آله و سلّم در جستجوى من بود و مرا در بوستانى يافت، پس فرمود: برخيز که قسم به خدا من تو را خشنود مى‌سازم، تو برادر من و پدر فرزندان من هستى و براى احياء سنّت من جنگ مى‌نمائى. هر کس بر عهدى که با من بسته بميرد او در گنجينه بهشت خواهد بود، و هر کس برعهدى که با تو بسته بميرد تحقيقاً نذر خود را أداء نموده است، و هر کس بعد از وفات تو با دوستى تو بميرد- تا زمانى که خورشيد طلوع يا غروب کند- خداوند عاقبت امر او را با امن و ايمان ختم مى‌نمايد.
      و ابن حجر حديثى را نقل ميکند که عين الفاظ آن چنين است: نبىّ أکرم صلّى الله عليه و آله و سلّم روزى بر اصحاب وارد شد در حاليکه چهره‌اش مثل قرص ماه مى‌درخشيد، عبد الرّحمن بن عوف از علّت اين حال سؤال نمود، پس آن حضرت صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود:
      از جانب پروردگارم بشارتى درباره برادر و پسر عمويم و نيز دخترم به من رسيده است؛ و آن اينکه خداوند فاطمه را زوجه على قرار داده و به رضوانْ خازن باغهاى بهشتى امر فرموده و او شجره طوبى را تکان داده است، و اين درخت داراى برگه‌هاى براتى به عدد محبّان أهل بيت من گرديده است. و خداوند فرشتگانى را از نور در زير درخت طوبى خلق فرموده و به هر کدام از آنها يک ورقه برات داده است، پس چون بساط قيامت با همه اهل آن گسترده شود فرشتگان إلهى در ميان خلائق نداء مى‌کنند، پس هيچ محبّى از محبّان أهل بيت نمى‌ماند مگر اينکه ورقه براتى به او مى‌دهند که در آن مژده آزادى از آتش است؛ پس برادرم و پسر عمويم و نيز دخترم برىّ کننده ذمّه مردان و زنانى از امّت و نجات دهنده آنان از آتش گرديده‌اند.
      و أخبار در اين باره به قدرى است که اين نوشته گنجايش آنرا ندارد، و در همين مقدار براى کسى که خداوند تعالى به او عنايتى داشته باشد کفايت است.
      اميد است که بعد از بيان اين روايات، شيعيان بدانند که أهل تسنّن در اين مقام انصاف به خرج داده و اعتراف نموده‌اند، و اميد است که أهل تسنّن بدانند که بعد از اين بشارتها ديگر وجهى براى کينه‌ها يا شرّ و فسادها باقى نمى‌ماند. و سلام و رحمت و برکات خدا بر کسى که از سنّت هاى پيامبر تبعيّت کرده و از فتنه ها کناره گيرد.»
      (١) - و أخرج النّسائىُّ نحوَه کما فى صفحة ٩٦ من «الصّواعق». (تعليقه)
      (٢) - و أخرجه أيضاً أبو داود (کما فى صفحة ١٠٣ من «الصّواعق») و زاد فيه:” ومات مُتّبعًا لِسنّتى، و بها يُعلم أنّ اتّباعَ سنّته لا يکون إلّابمحبّتهم عليهم السّلام. (تعليقه)”-
      (٣) - صفحة ٧٥ (تعليقه)
      (٤) - راجِعْه فى صفحة ١٠٣ من «الصّواعق»؛ و رواه غيرُ واحد ممّن کتب فى المناقب والفَضآئل. (تعليقه)]
/ 436