
انوار الملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «انوار ملکوت» اثر ارزشمند حضرت علّامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که مشتمل بر مباحث «نور ملکوت روزه»، «نور ملکوت نماز» و «نور ملکوت مسجد» میباشد که با بیانی شیوا به آدابِ اعمال مذکور با توجه به جنبۀ ملکوتیِ آنها، در حدّ ظرفیت مخاطب پرداختهاند. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ «کُتِب علیکم الصّیام» • حقیقت روزه فقط امساک در خوردن و آشامیدن نیست • اهمیت روزه در وصول به ملکۀ تقویٰ • جان و روح روزه عبارت است از ضعیف نمودن قوای شیطانی • بعد از افطار باید معلّق بین خوف و رجا بود • نماز وسیلهای برای محو حقیقت خود در عظمتِ حضرت حق • حقیقت نماز حضور قلب است و حضور قلب مستلزم نفی خواطر • تفسیر آیات مربوط به «اقامۀ نماز» • به واسطۀ نماز نفس وسیع میشود و مرغ روح به عالم قدس اوج میگیرد • نماز متجلّی شدن به انوار جمال حق • نماز، راه به سوی توحید است و قطع نماز از وحدت، موجب شرک و به کثرت آمدن است • کیفیت برخی نمازهای وارده در دستورات دین • علت استحباب خواندن نماز در مسجد • مؤمن مسجد را تعمیر میکند؛ به تعمیر ظاهری و باطنی • کیفیت ساختن مسجد • نباید کارهای منافیِ نماز در مسجد انجام شود • لزوم حضور در مساجدی که بنای آنها بر اساس تقوا است
انوار الملکوت ج1
21نیز به وصف و نعت درنمیآید و جز عباد الله المخلَصین کسی نمیتواند او را تعریف و توصیف نماید.
فسِرْتُ إلی ما دونَه وَقفَ الاُلی *** و ضَلَّت عُقولٌ بالعَوائدِ ضَلَّت (١) فَلاوَصفَ لی والوَصفُ رَسمٌ کَذاکَ الاس *** مُ وَسمٌ فإن تَکنِی فکَنِّ أو انعَت (٢) و لا غَروَ أن سُدْتُ الاُلی سَبَقوا و قَدت *** َمَسّکتُ مِن طَه بِأوثَقِ عُروَةِ (٣) و لا فَلَکَ إلاّ و مِن نورِ باطِنی *** بِه مَلَکٌ یُهدِی الهُدَی بِمَشیَّتی (٤) و لا قُطْرَ إلاّ حَلَّ مِن فَیضِ ظاهِریب *** ِه قَطرَةٌ عَنها السَّحائبُ سَحَّت (٥) و مِن مَطلَعی النّورُ البَسیطُ *** کلَمعَةٍو مِن مَشرَعی البَحرُ المُحیطُ کقَطرَة (٦)1 - دیوان ابن فارض، منشورات الشّریف الرّضی، ص ٩٣ إلی ١٠٥:
[١ـ پس سیر کردم در راه فناء در ذات و مقام جمع و رسیدم به جائی که سابقین از علماء و حکماء قبل از رسیدن توقّف کردند؛ و هلاک شد و نابود شد عقلهائی که به واسطۀ ملاحظۀ منافع راه را گم کردند.
٢ـ و چون بدانجا رسیدم عین و اثری از من نماند؛ پس صفتی، وصفی ندارم؛ چون وصف اثر است و اسم علامت است و چیزی نماند که اثر و علامت داشته باشد و اگر بخواهی فقط با کنایه اشارهای کنی بدون تصریح کنایۀ بگو یا صفت بیاور!
٣ـ بنابراین عجیب نیست که من بر سابقین مقدّم شدم و مقام سیادت و بزرگی را حائز گشتم زیرا که من از طه که رسول خداست به محکمترین پیوند و دستاویز آن تمسّک جستم.
٤ـ چه هیچ فلکی از افلاک نهگانه نیست، الاّ که از نور باطن و تجلّیی از تجلّیات من آنجا به صورت ملکی ظاهر و معین است که آن ملک آنجا به حقائق و دقائق هر کاری که هر ملکی در هر فلکی به آن مأمور است آگاه است و همه را به مشیّت و اراده من به سوی هدایت و کمال رهنمون است.
٥ـ و هیچ گوشه و طرفی از زمین نیست، الاّ اینکه از نور تجلّی ظاهر من قطرهای و ذرهای به آن گوشه رسیده است، که جمله ابرها که مدد اهل زمین میدهند به باریدن، به واسطه مدد آن قطره بارانها میبارند.
٦ـ این نور بسیط آفتاب که منبسط است بر جهان و تربیت و اظهار و بقاء ذرّهای است از مطلع من که حضرت وجود است و جمله انوار از آثار اوست و از آبخور بحرِ نامتناهی علم محیط من این بحر محیط که پیرامون ربع مسکون درآمده است همچون اندک قطرهای.]
- دیوان ابن فارض، منشورات الشّریف الرّضی، ص ٩٣ إلی ١٠٥:
