
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
167بوذرجمهرى و كتاب فروشى، مشغول كار و از میان برادران شریك او مسؤول انبار و ارسال كتب به شهرستانها و یا أحیاناً فروش كتابهاى كلّى است. من براى دیدار ایشان كه با سابقه ممتدّ دوستى و آشنائى غالباً از ایشان دیدار مىنمودم به محلّ انبار رفته و كتابهاى لازم را خریدارى نمودم. صبحگاه قریب چهار ساعت به ظهر مانده بود؛ مردى در آن انبار براى خرید كتاب آمده و كمر بند چرمى خود را روى زمین پهن كرده بود؛ و مقدارى از كتابهاى ابتیاعى خود را بر روى كمربند چیده بود؛ از قبیل قرآن و مفاتیح و كلیله و دمنه، و بعضى از كتب قصص و رسائل عملیه و مشغول بود تا بقیه كتابهاى لازم را جمع كند؛ و بالاخره پس از اتمام كار، مجموع كتابها را كه در حدود پنجاه عدد شد در میان كمربند بست و آماده براى خروج بود كه ناگهان گفت: حبیبم الله. طبیبم الله. یارم. یارم. جونم. جونم.
چون نگاه به چهرهاش كردم، دیدم خیلى قرمز شده و قطراتى از عرق بر پیشانیش نشسته؛ و چنان غرق در وجد و سرور است كه حدّ ندارد. گفتم:
آقاجان! درویش جان! تنها تنها مخور، رسم ادب نیست!
شروع كرد یك دور، دور خود چرخ زدن؛ آنگاه با صداى بلند و سوزناك این ابیات از باباطاهر عریان را بسیار شیوا و دلنشین خواند:
اگر دل دلبرِ دلبر کدام است؟ *** و گر دلبر دلِ دل را چه نام است؟ دل و دلبر بهم آمیته وینُم *** نذونُم دل که و دلبر کدام است؟ ****
دلى دیرُم خریدار محبّت *** کز او گرم است بازار محبّت لباسى بافتم بر قامت دل *** ز پود محنت و تار محبّت ****
غم عشقت بیابون پرورم کرد *** هواى بخت بى بال و پرم کرد
