
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
30«أمیرالمؤمنین علیه السّلام گفت: شخص فقیه، آن فقیهى كه تمام مراتب فقاهت را حآئز باشد، كسى است كه مردم را از رحمت خداوندى نومید نگرداند، و از وزش نسیم گوارا و دلنشین كه از ناحیه عدل و كرم او مىوزد، مأیوس مكند، و از مكر و انتقام خدا ایمن ننماید.»
و نیز در «نهج البلاغة» قرآن را بهار دلهاى فقهاء شمرده است: وَ رَبِیعًا لِقُلُوبِ الْفُقَهَآءِ. در این صورت معلوم است كه چنین كتابى دلهاى فقهاء راستین و عرفاء بالله را كه جامع صفات رجاء و بیم باشند جلا مىدهد؛ و همچون نسیم بهارى كه بر روى گل بوزد، قلوبشان را تر و تازه و شاداب و زنده مىنماید.
خطبه نهج البلاغه در توصیف قرآن کریم
این جمله در ضمن خطبهاى است كه با عنوان یعْلَمُ عَجِیجَ الْوُحُوشِ فِى الْفَلَواتِ، وَ مَعاصِى العِبادِ فِى الخَلواتِ، وَ اخْتِلَافِ النِّینَانِ فِى البَحَارِ الْغَامِرَاتِ1 شروع مىشود؛ و بعد شرح مشبعى در موعظه، و امر به تقوى، و تعریف و تمجید فراوان از اسلام، و تحمید و تجلیل سرشار از عظمت و مقام از پیغمبر اكرم محمّد صلّى الله علیه وآله وسلّم، تا مىرسد به اینجا كه در توصیف قرآن كریم: كتابى كه بر رسول خدا نازل شده است مىفرماید:
ثُمَّ أَنزَلَ عَلَیهِ الْکتَابَ نُوراً لاتُطْفَأُ مَصَابِیحُهُ؛ وَ سِرَاجاً لا یخْبُو تَوَقُّدُهُ؛ وَ بَحْراً لَایدْرَک قَعْرُهُ؛ وَ مِنْهَاجَاً لَایضَلُّ نَهْجُهُ؛2 وَ شُعاعاً لَایظْلَمُ ضَوْءُهُ؛3 وَ فُرْقَاناً لَایخْمُدُ بُرْهَانُهُ؛ وَ تِبْیاناً لَاتُهْدَمُ أرْکانُهُ؛ وَ شِفَاءً لَاتُخْشَى أسْقَامُهُ؛ وَ عِزًّا
- يعنى: «خداوند متعال صداى غوغا و صيحه حيوانات وحشى را در بيابانها مىداند؛ و گناه بندگان در خلوتگاهها مىداند؛ و حرکت يکايک از ماهيان و حيوانات دريايى را در قعر عميق اقيانوسها و درياهاى پهناور و گود و متلاطم مىداند.»
- در نسخه محمّد عبده يُضِلُّ و يُظْلِمُ با صيغه معلوم از باب إفعال ضبط شدهبود، ولى چون در نسخه و ضبط ملّا فتح الله کاشى ص ٣٣٦ با صيغه مجهول ثبت بود، و آن از جهت معنى أنسب بود، لهذا در کتاب و در ترجمه آن بر آن اساس قرار گرفت.
- همان.
