
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
35آنها براى آمیزش و لمسنمودن زنان است. بنابراین اگر أحیاناً چشم شما به زن زیبائى افتاد كه براى شما شگفتآور و دلپسند بود، فوراً بروید و با عیال خودتان در منزل آمیزش نموده و همبستر شوید؛ زیرا زوجه شما هم زنى است مانند سائر زنان (و بواسطه آمیزش، هیجان شهوت فرو مىریزد و سكون و آرامش براى شما پیدا مىشود، و خیال و خاطره آن زن زیبا و جمیل از فكرتان بیرون مىرود).»
فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْخَوَارِجِ: قَاتَلَهُ اللَهُ کافِرًا؛ مَا أَفْقَهَهُ!
«مردى از خوارج كه سخن حضرت را شنید، گفت: خدا این مرد كافر را بكشد؛ چقدر دانا و بینا و فقیه و عاقبتاندیش و به اسرار احكام آشنا و بصیر است!»
فَوَثَبَ الْقَوْمُ لِیقْتُلُوهُ. فَقَالَ: رُوَیدًا؛ إنَّما هَوَ سَبٌّ بِسَبٍّ أَو عَفْوٌ عَنْ ذَنْبٍ.1
«اصحاب آن حضرت از جا برجستند، تا او را بكشند.
حضرت فرمود: آرام باشید؛ جزاى او نیست مگر دشنامى در مقابل دشنامى كه داده است، و یا عفو و گذشت از گناهى كه مرتكب گردیده است.»
در این قضیه مىبینیم آن حضرت در زمان خلافت خود كه از جهت قدرت ظاهرى به حدّ أعلا بود، در اثر دشنام مردى كه از خوارج بود، از قانون قرآن به قدر سر موئى تجاوز ننموده و همان عینِ برگرداندن دشنام را جزاى وى مىداند؛ و عفو و اغماض را نیز در درجه بهتر و عالىتر قرار میدهد.
در قضیه ضربت ابن ملجم مرادى بر فرقش كه بالأخره منتهى به شهادتش شد، عیناً همین حكم قرآنى را إعمال نموده است.
- «نهج البلاغة» ج ٢، ص ٢٣٤ و ٢٣٥ حکمت شماره ٤٢٠، از «شرح نهج البلاغة» محمّد عبده، طبع مصر.
