
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
51و قطع نمائیم! آیا این پاسخ ما درست بوده است یا نه؟!
این حقیر به آنها گفتم: صد در صد غلط بوده است. این گفتار شما مغالطه است، و كلام شعرى است كه بر اساس توهّمات و خیالات پوچ صادر شده است و بر اساس برهان و تعقّل نیست!
همگى آنها كه قریب پانزده نفر بودند، و از جمله چندین جرّاح و رئیس و نائب رئیس هم در میان آنها بودند، تعجّب نمودند و خود را آماده دفاع و جانب دارى از این گفتار نمودند.
حقیر عرض كردم: من اوّلًا یك سؤال از شما مىكنم، و آن این است كه آیا شما هیچ انگشتى را به هیچوجه من الوجوه قطع نمىكنید، و یا انگشتان سالم را! مثلًا اگر مریضى انگشتانش به مرض سیاه زخم و یا شقاقلوص مبتلا شده باشد، آیا آنرا هم نمىبُرید؟ و یا اینكه وظیفه طبابت شما در اینجا اینست كه آنها را قطع كنید!
گفتند: در صورت ابتلاى به هر مرض مُسرى كه در انگشتان پدید آید و موجب سرایت به بقیه اعضاء شود و سلامت بیمار را در خطر افكند، باید انگشتان او را قطع نمود!
حقیر عرض كردم: پاسخ شما همین است كه خودتان دادید؛ شرع اسلام انگشت دزد را مىبرد، نه انگشت شخص امین را. اگر انگشت دزد بریده نگردد، بیمارى دزدى به دستها و شانهها و به تمام بدن و پیكر جامعه مىرسد؛ و همه جامعه را مریض و فاسد مىنماید و عنوان دزدى را بىمایه و سهل مىكند. و علاوه بر دزدپرورى، امنیت و آسایش مرد و زن را به خطر مىاندازد؛ و دسترنج مال و كسب آنها را بدون هیچ مجوّزى با كمال تعدّى و هَتك، در پنهان مىرباید و مىبَرد. اوّلًا بدون دلیل سرمایه عمر افراد را به تجاوز و قهر مىگیرد. و ثانیاً آنها را حسرت زده و نومید از عیش و زندگى معتدلى كه
