
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
66قدرت بر انتقام و پاداش دارد.»
حضرت علّامه طباطبائى قدّس اللهُ سرَّه الشّریف در تفسیر این آیه مباركه فرمودهاند: از جمله بعد كه عفو از زشتى و سوء را ترغیب نموده است، استفاده مىشود كه استثناء در جمله إِلَّا مَنْ ظُلِمَ استثناء منقطع است.
زیرا از جمله مستثنى منه استفاده مىشود كه: خداوند دوست ندارد كه شخص مظلوم و غیر مظلوم صداى خود را در بازگو نمودن معایب و زشتىهاى شخص ظالم و غیر ظالم، بلند كنند؛ و بطور كلّى هیچكس نباید صداى خود را در برشمردن معایب دیگرى بلند كند. و از این جمله استفاده عدم محبوبیت مىشود. و چنانچه استثنائى بر آن وارد شود، اگر مفادش استثناى متّصل باشد، استفاده محبوبیت فریاد برآوردن مظلوم در عیب گوئى از ظالم مىشود.
امّا از آنجائى كه در آیه بعدى عفو و اغماض از هر زشتى را نیكو و محبوب مىشمارد، معلوم مىشود كه استثناء منفصل است، و مفادش جواز است و عدم حرمت؛ نه محبوبیت و استحباب و یا وجوب.
و بنابراین هیچگاه جهرى به گفتار زشت، محبوب نیست؛ مگر از شخص مظلوم در برابر ظالم كه باكى ندارد و این جهر به قول، جائز و رواست.
و از قرائن مقامیه بدست مىآید كه مراد از جهر به گفتار زشت، اوّلًا در خصوص زشتىهائى است كه از ظالم به مظلوم رسیده است؛ نه مطلق هر عیب و زشتى كه در ظالم وجود دارد. و ثانیاً این جهر به گفتار باید به جهت دفاع و جلوگیرى از ظلم باشد؛ نه به جهت مطلق عیبگوئى كردن و زشتىها را برشمردن.1
- «الميزان فى تفسير القرءان» ج ٥، ص ١٢٩؛ خلاصه و محصّل مفاد گفتار علّامه در تفسير اين آيه.
