
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
74صورت عادى و شرائط غیر استثنائى مىباشد؟!
دخترش زینب افتخار زنان عالم، در كوفه، در وقتى كه در كجاوه إسارت مىرفت، خطبه خواند و سخنرانى كرد؛ و قوىّ اللَهجه، و طلیق اللّسان سخن گفت؛ و ظلم دستگاه بنى امیه، و پستى و زبونى كوفیان بى اراده و رذل را بر شمرد. و باید خطبه بخواند و سخن بگوید و سیئاتشان را بر ملا كند و حقّانیت برادر رشید و امام به حقّ خود را به گوش جهان برساند. این حقّى است كه قرآن به او داده است؛ و این رسالتى است كه در این سفر عظیم و هولناك، از جانب برادرش به وى محوّل گردیده است.1
آن وقت شما مىخواهید این موقعیت خطیر و عظیم، و این دفاع از حقّ و بر ملا ساختن ظلم بنى امیه و دودمان ضدّ دین و ضدّ انسانیت، كه بدان طرز فجیع و فظیع در صحراى كربلا به وقوع پیوست را، با خطبه خواندن و سخنرانى نمودن جنس لطیف زنان، در مجالس بزم، با صداى ظریف و لحن نمكین آنها كه صیاد دلهاست قیاس كنید؟! أبدا، أبدا. این قیاس مع الفارق است؛ نه یك فارق، بلكه هزار فارق دارد.
این عمل زینب عمل استثنائى بود كه در كوفه و شام در مجلس یزید پرخاش كرد و سخن گفت؛ نه قبل و نه بعد، از زینب دیده نشد كه در میان مردان سخن بگوید. او دخت شیرمردان، و دخت مركز عفّت و حیاست، از دو پستان زهراء شیر نوشیده و در دامان وى پرورش یافته است.
زینب كبرى پنجاه و پنج سال داشت كه در صحراى كربلا حضور یافت.
- با همه اين أحوال مىيابيم که زينب در همان خطبه معروفه، خطاب به يزيد نموده و با عبارات: قَد هَتَکتَ سُتورَهُنَّ وَ أبْدَيْتَ وُجوهَهُنَّ و أمثالهما او را بر ايجاد چنين صحنهاى سرزنش مىکند.
