
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
80این صورت حلاوت و شیرینى اغماض و عفو به طورى در روح او مىنشیند و چنان طراوت و تازگى آن را در مىیابد كه إلى الأبد آن حلاوت و طراوت گویى با اوست و پیوسته وى را متمتّع مىنماید.
براى این حقیر موارد بسیارى اتّفاق افتاده كه این آیه مباركه مصداق پیدا نموده و گاهى از مواقع، در صدد دفاع و جهر به گفتار بودهام؛ و در بعض از مواقع عفو را به توفیق خداوندى مقدّم داشتهام؛ و اینك در تتمّه و خاتمه این بحث شریف، دو مورد از مواردى را كه عفو را مقدّم داشته و نتائج آن را چشیدهام، براى دوستان گرامى معروض مىدارم:
مرحوم پدرم به من علاقه وافرى داشت و نزد همه تمجید و تحسین مىكرد؛ و مرا وصىّ خود قرار داد، و كتابخانهاش را نیز در زمان حیاتش به من بخشید. این حقیر در سنّ بیست و پنج سالگى بودم كه مدّت اقامت و دروس در حوزه علمیه قم را به پایان رسانیده و عازم تشرّف به نجف اشرف براى ادامه تحصیل بودم كه ایشان به رحمت جاودانى حقّ پیوستند. و حقیر ناچار شدم براى تصفیه امور و ترتیب وصیت در طهران موقّتاً درنگ كنم. و بعد از بهبود و تنظیم امور و تنسیق آنها بدان صوب حركت كنم.
در این موقع شیطان به تمام معنى الكلمه در كار ما ایجاد خلل نمود؛ امور مجتمعه را متشتّت مىكرد؛ و مساعى براى انجام وصیت را تباه و خراب مىساخت؛ و در هر گام و قدمى كه براى اصلاح برداشته مىشد پیشقدم شده، و سدّ معبر مىنمود؛ و حركات و نیات مرا مورد سوءظنّ و اتّهام جلوه مىداد، تا آنكه به كلّى از عمل فلج نمود و تیر خود را درست به نشانه زد؛ و حقیر تا پس از یك سال اقامت در طهران نتوانستم امور را منظّم كنم، و به ناچار از سهم الارث هم صرف نظر كرده، با والده و زوجه رهسپار نجف اشرف شدیم.
چنان معارضه و مصادمه با حقیر شدید بود كه حتّى نتوانستم در موقع
