
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
86یك سفارت إلهى، و یا مثل نبوّتى در محدوده خود مىدانستم كه سر موئى نباید از شرع و دین و حقّ و حقیقت و واقعیت تجاوزى شود. در تمام امور مسجد مستقلّاً دخالت مىنمودم؛ وُعّاظى كه دعوت مىشدند باید حتماً با شناخت قبلى و امضاى من باشد. در طرز اداره امور مسجد، با نمازگزاران و افراد اهل محلّ مذاكره و مشورت به عمل مىآمد، ولى فكر نهائى و تصمیم غائى منحصر به خود حقیر بود. زیرا با وجود بصیرت در امر دین و تخصّص در این فنّ، قادر نبودم زمام امر مسجد را در دعوت كردن مدّاحان و واعظان، و نصب بلندگو با صداى بلند در خیابان و اذیت مردمان، و پخش اذان با نوار ضبط صوت و یا اتّصال به شبكه رادیو، و تشكیل مجالس فاتحه خوانىهاى متعدّد و أخذ پول و وجوه از مردم از این طریق، و آزاد گذاردن گدایان با عمامه و غیرها در تَكدّى و آبروریزى، و شلوغ بودن مسجد و سر و صدا راه انداختن، و آنرا به صورت پاتوق درآوردن، و محلّ تردّد و رفت و آمد مردم لاابالى قرار دادن، و سینهزنىهاى متّصل با مقامات مملكتى و دربارى نمودن، و بالأخره دهها بلكه صدها نظیر این مسائل كه همه روزه مواجه با آن بودیم، از نظر مستقلّ خود دور بدارم؛ و بدست افرادى بسپارم كه به نام داش محلّ و گردن كلفت پولدار وجیه الملّة، مىخواستند و پیوسته مىخواهند امور مسجد را به نظر خود كنند، و امام جماعت را گرچه داراى مقام علمى باشد، تابع و مطیع خود نمایند؛ و با سلامها و صلواتها، و نشاندن در فراز مجالس، و دعوت به میهمانیها و خواندن خطبههاى عقد در عروسىها و رفتن در فاتحهها و تشییع جنازههاى خداناپسندانه او را مسخّر نموده، و به مرض عوام زدگى و امثاله مبتلا سازند.
از یكى از أئمّه جماعت همان محلّ ما نقل شد كه گفته بود: بازارىها مىخواهند هر دانه از ریش امام جماعت خود را، خودشان هر یك جداگانه در دست بگیرند و هر كدام به سوى خاصّى كه مقصدشان است بكشانند.
