
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
36در وصیت خود بعد از ضربت مىفرماید: أَنَا بِالْأمسِ صَاحِبُکمْ، وَالْیوْمَ عِبْرَةٌ لَکمْ، وَ غَدًا مُفَارِقُکمْ، إنْ أَبْقَ فَأنَا وَلِىُّ دَمِى، وَ إنْ أَفْنَ فَالْفَنَآءُ مِیعَادِى، وَ إنْ أَعْفُ فَالْعَفْوُ لِى قُرْبَةٌ، وَ هُوَ لَکمْ حَسَنةٌ، فَاعْفُوا؛ أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یغْفِرَ اللَهُ لَکمْ؟1
«من دیروز مُصاحب و همنشین شما بودم، و امروز مایه عبرت براى شما هستم، و فردا مفارقت مىنمایم. اگر من شفا یابم، خودم صاحب اختیار خون خود مىباشم. و اگر به عالم فناء ارتحال كنم، فناء و لقاء حضرت احدیت و بقاء به بقاء او میعاد من است. (در صورت شفا) اگر ضارب را عفو نمایم، عفو موجب قربت من به سوى خداست. و (در صورت رحلت) عفو شما، موجب حسنه و نیكوئى شماست، بنابراین ابن ملجم را عفو كنید! آیا نمىخواهید خداوند نیز از شما بگذرد و شما را مورد عفو و غفران خود قرار دهد؟!»
و همچنین مىفرماید:
یا بَنِى عَبْدِ المُطَّلِب! لَاأُلْفِینَّکمْ تَخُوضُونَ دِمَآءَ المُسْلِمِینَ خَوْضًا تَقُولُونَ قُتِلَ أَمیرُالمُؤمِنِینَ. أَلَا لَاتَقْتُلُنَّ بِى إلَّاقَاتِلِى!
انْظُرُوا إذَا أَنَا مُتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ، فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ؛ وَ لَایمَثَّلُ بِالرَّجُلِ. فَإنِّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ وَءالِهِ وَ سلَّمَ یقُولُ: إیاکمْ وَالمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْکلْبِ الْعَقُورِ.2و3
- ضمن رساله ٢٣، از «نهج البلاغة»، و از طبع مصر با تعليقه عبده، ج ٢، ص ٢١.
- ضمن رساله ٤٧ از «نهج البلاغة» که وصيّت نامه آن حضرت است، و از طبع مصر با تعليقه عبده ج ٢، ص ٧٧ و ٧٨.
- در «بحار الأنوار» ج ٩ از طبع کمپانى، ص ٦٦٣ به همين عبارت از «نهج البلاغة» روايت نموده است، و در ص ٦٦٠ از «مناقب» خوارزمى نقل کرده است.
طبرى در تاريخ خود که با تحقيق و تعليقه محمّد أبوالفضل ابراهيم به طبع رسيده است، در ج ٥، ص ١٤٨ گويد: و قَد کانَ علىٌّ نَهَى الحسنَ عَنِ المُثْلَةِ؛ و قال:” يا بَنى عَبدِ المُطَّلِبِ لا الْفِيَنَّکمْ تَخوضونَ دِمآءَ المُسلمينَ تَقولونَ: قُتِلَ أميرُالمُؤْمنينَ؛ قُتِلَ أميرُالمُؤْمنينَ! ألا لا يُقْتَلَنَّ إلّاقاتلى. انْظُرْ يا حسنُ! إنْ أنَا مُتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبْهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ! و لا تُمَثِّلْ بِالرَّجُلِ؛ فَإنّى سَمِعْتُ رسولَ اللهِ صلَّى اللهُ عَلَيهِ (وَ ءَالِهِ) و سَلَّمَ يَقولُ: إيّاکمْ و الْمُثْلَةَ و لَوْ أنّها بِالْکلْبِ العَقورِ.”
و عين اين حديث را ابن أثير در «کامل» خود، ج ٣، ص ٣٩١ ذکر نموده است.
