اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج2

0
جلد ها

جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «روشنگری تبیان بودنِ قرآن و پاسخ به شبهات مربوطه؛ از جمله مقالۀ قبض و بسطِ تئوریک شریعت» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • امتناع نسخ قرآن  • کسیکه به علوم کلیه راه‌ یابد معنای تبیانِ قرآن لِکُلِّ شَیء را می‌فهمد  • فقط اولیای الهی از حقائق و تأویل قرآن مطّلع هستند  • رسالت قرآن انسان‌سازی است نه حلّ مسائل علمی  • تطبیق قرآن بر علوم عصر راه صحیحی نیست  • تئوری‌ها ثبات ندارند و پیوسته محکوم تئوری‌های دیگرند  • نقد و بررسی «فرضیه تکامل داروین»  • نقد و بررسی مقالۀ «قبض و بسط تئوریک شریعت»  • عظمت و تقدّم علوم اسلامی بر علوم امروزی   • تشویق قرآن بر آموختن علم حکمت  • حق بزرگ فلاسفۀ اسلام در پاسداری از توحید و قرآن  • علماء اسلام برجسته‌ترین دانشمندان و پدران علوم طبیعی هستند  • پیشگامی مسلمین در علومی مثل فیزیک، طب و داروسازی.   • اساس حوزه‌های علمیه، بر قرآن و عرفان  • مدت عمر، محدود است و باید صرف آموختن علم مفید شود  • اعراض روشنفکران از مبانی اسلامی، در اثر فرهنگ خارجی  • منطق قرآن حجیت عقل و یقین است؛ نه فرضیه‌های وهمی  • تحلیل و بررسی معنای فطرت در قرآن   • بیان برخی احکام فطری قرآن مثل حرمت زنا، لواط و شراب‌نوشیدن.  • نقد و بررسی کتاب «دانش و ارزش»

نسخه عربی

نور ملکوت قرآن - ج2

18
  • مثبت فى الكتاب فرضه؛ و معلوم فى السّنّة نسخه. و واجب فى السّنّة أخذه؛ و مرخّص فى الكتاب تركه.

  •  و بین واجب بوقته، و زائل فى مستقبله. و مباین‌1 بین محارمه؛ من كبیر أوعد علیه نیرانه، أو صغیر أرصد له غفرانه. و بین مقبول فى أدناه؛ موسّع فى أقصاه.2

    1. ابن أبى الحديد در شرح خود، از طبع دار الکتب العربيّة، ج ١، ص ١٢٢ کلمه مباين بين محارمه را مرفوع خوانده است، و گفته است که: «واجب است که مباين به رفع خوانده شود نه به جرّ، زيرا که نمى‌تواند عطف بر ما قبلش بوده باشد. مگر نمى‌بينى که جميع آنچه قبل از آن آمده است، تقاضاى شى‌ء و ضدّش را دارد، و يا شى‌ء و نقيضش را. و أمّا قوله: و مباين بين محارمه نه نقيض دارد و نه ضدّ. زيرا قرآن عزيز بر دو گونه نيست، يکى مباين بين محارمش باشد و ديگرى غير مباين. و چون اين معنى متصوّر نيست، واجب است مباين را مرفوع بخوانيم که خبر مبتداى محذوف بوده باشد.»- انتهى.
      و مرحوم ملّا فتح الله کاشانى در شرح خود، ص ٤١ (طبع سنگى) آن را مجرور خوانده و با معنى عطف تقرير کرده است. ولى شيخ محمّد عبده نيز با رفع خوانده، و خبر قرآن را محذوف گرفته است.
      و اين حقير قرائت جرّ را مقدّم مى‌دارم. زيرا اوّلا در صورت رفع، سياق عبارت بکلّى بهم مى‌خورد؛ و مطلبى جديد و غير مرتبط با جملات سابقه، ذهن را مى‌کوبد. و ثانيا مى‌توان عبارت من کبير أوعد عليه نيرانه را با عبارت أو صغير أرصد له غفرانه دو معناى متضادّ دانست که بيانگر معناى مباين باشند. و در اين صورت دو عدل بجاى هم باقى بوده و اشکالى نه در صورت و نه در معنى پيش نمى‌آيد. و آنچه به نظر حقير ارجح است آنست که:
      در عبارت و مباين بين محارمه تحريف نسخى به عمل آمده است. و در اصل و بين مباين محارمه بوده است و کلمه بين جاى خود را تغيير داده و بواسطه متأخّر شدن آن، اين ابهام پديدار شده است.
    2. در ضمن خطبه اوّل از «نهج البلاغة»؛ و از طبع مصر (مطبعه عيسى البابى الحلبى) با تعليقه شيخ محمّد عبده: ج ١، ص ٢٥ و ٢٦