
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
127در کشور ترکیّه برنامۀ فرهنگى سیاست، این فکر را منتشر ساخت، و در کتابهاى درسى تزریق مىنمودند که: ملّت اصلى قدیمى در آسیا قومى بودند بنام حَتّ که همه از خود شجاعتها به یادگار ملّت گذاردند. افراد کشور باید آن اصالت نیاکان خود را حفظ کنند، و تابع آن سنن و آداب باشند.1
در کشور سوریّه چنین ترویج نمودند که: قوم اصلى شام و لبنان، آرامى و فینیقى بودند.
آرامیان براى آداب زندگى خویش، خطّ و لغت آرامى را در اطراف آشور و جنوب لبنان پخش کردند. فینیقیان مردمانى جنگى در دریا پرورش مىدادند،
- أحمد أمین مصرى در کتاب «یوم الإسلام» ص ١٥٠ و ١٥١ گوید: «مصطفى کمال در ملّت، روح جدیدى دمید و ایشان را بجاى عزّتطلبى به دینشان، به عزّتطلبى به قومیّتشان دعوت کرد. و در ملّتش عزّت و افتخار را از آن دانست که از اولاد تورانیان هستند، همچنانکه بعضى از داعیان در مصر، مردم را فرا مىخواندند که به أحفاد فراعنه بودن خود عزّت بجویند. مصطفى کمال این فکر ضعیفى را که اندکى از اروپائیان بدان معتقدند که: لغت سومریّین که منشأ تمدّن بابلیان قدیم است، در رشته خود به ترکىّ متّصل است؛ تقویت و تأیید نمود. این فکر قائل است به آنکه اکتشافات واقعشده در آناطول نشان مىدهد که: ملّتهاى آسیاى صغیر (ترکیّه) تمدّنشان از تمدّن حیثیّین که آنها نیز از بابلیّین گرفتهاند مىباشد، و سپس ملّتهاى آسیاى صغیر که داراى تمدّن بودهاند، جنس اروپائیان تمدّن خود را از آنان اخذ کردهاند. بنابراین، بر گمان آنها اصل تمدّنها به تمدّن ترک برمىگردد.
مصطفى کمال لغت ترکى را از بسیارى از کلمات عربى و فارسى جدا کرد، و بجاى آنها کلمات تورانى قدیم را نهاد. حتّى در اعلام تصرّف نموده، مصطفى کمال را به کلمات دیگر مانند آتاترک تغییر داد. او در سنۀ ١٩٢٨ میلادى یک هیئت مؤتلفۀ موسیقى براى تدریس در معهد موسیقى اسلامبول تشکیل داد، تا عنصر موسیقى اروپائى را در عنصر موسیقى وارد سازند.»
- أحمد أمین مصرى در کتاب «یوم الإسلام» ص ١٥٠ و ١٥١ گوید: «مصطفى کمال در ملّت، روح جدیدى دمید و ایشان را بجاى عزّتطلبى به دینشان، به عزّتطلبى به قومیّتشان دعوت کرد. و در ملّتش عزّت و افتخار را از آن دانست که از اولاد تورانیان هستند، همچنانکه بعضى از داعیان در مصر، مردم را فرا مىخواندند که به أحفاد فراعنه بودن خود عزّت بجویند. مصطفى کمال این فکر ضعیفى را که اندکى از اروپائیان بدان معتقدند که: لغت سومریّین که منشأ تمدّن بابلیان قدیم است، در رشته خود به ترکىّ متّصل است؛ تقویت و تأیید نمود. این فکر قائل است به آنکه اکتشافات واقعشده در آناطول نشان مىدهد که: ملّتهاى آسیاى صغیر (ترکیّه) تمدّنشان از تمدّن حیثیّین که آنها نیز از بابلیّین گرفتهاند مىباشد، و سپس ملّتهاى آسیاى صغیر که داراى تمدّن بودهاند، جنس اروپائیان تمدّن خود را از آنان اخذ کردهاند. بنابراین، بر گمان آنها اصل تمدّنها به تمدّن ترک برمىگردد.
