اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج3

0
جلد ها

جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است  • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام  • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی می‌کند  • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن  • قرآن برملا‌کنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی  • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است  • تحلیل و بررسی برده‌داری در اسلام  • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است  • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار   • نظر مؤلف درباره سیدجمال‌الدین اسدآبادی   • نقشه‌های استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و روی‌کار‌آمدن قرآن  • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمد‌شاه قاجار  • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است  • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است  • قرآن بیان حقیقت امام است  • قرآن بدون امام در حکم جسد بی‌روح

نور ملکوت قرآن - ج3

132
  • ...1

  • اختصاص مبالغ بسیار مهمّ در کشورها براى مقابله با مسائل قرآنیّه‌

  • در برنامۀ سیاسى این کشورها که بودجه‌هاى خاصّى از کشور بوسیلۀ دربار شاهان و رؤساى جمهور داشته است، مبالغ بسیار مهمّى به عنوان مسائل جنسى و شیوع منکرات و مبارزه با مسائل قرآنیّه بوده است.

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] 
      وَ مَن‌ لم‌ یتتّخذْ مُلکًا صحیحًا ** فلا تغنى الجیوش و لا البنود (١١)
      (١) جوانى و فتوّت خودم را سپرى کردم و طاقتم را در این راه بذل نمودم، امّا زندگى و حیات طبق دلخواه من نشد.
      (٢) تا چه زمان من نفس خود را به عزم و اراده وادارم و برانگیزم، و تا چه مقدار من کوشش کنم، امّا غیر من از آن بهره گیرد؟
      (٣) بپاخاستم و قیام کردم، گفتند: به به! عجب جوانمردى است! پس از آن چون قوم و طائفۀ خود را از کنه قضیّه باخبر ساختم، نشست و قعود خوشایند من شد.
      (٤) و مثل من با قوم من این بود که من با آنها با نهایت سعى و طاقت خودم بر آنها مى‌کوفتم، امّا چه فائده که آهن سرد شده بود؛ و ضربات پتک من بر آنها اثرى بر جاى نمى‌گذاشت.
      (٥) من در میان قوم خودم تنها بودم و امید است روزى بیاید و جمعى در قوم من از من تنها تفقّد کنند و به یارى و معاونتم برخیزند.
      (٦) از براى ما در مشرق زمین وطن‌هائى است و لیکن بقدرى تنگ است و ما را مى‌فشرد همان‌طورکه لحدهاى گور تنگ است و جسم مرده را در آن فشار مى‌دهد.
      (٧) ما در این وطنها با حالت ذلّت و تهیدستى زندگى مى‌کنیم. و وارد شدن در آبشخوار نظم و انتظام در امور ما براى ما امر مباح و جائزى نیست.
      (٨) دروغ‌هائى که سیاست به ما مى‌گوید، ادلّه و براهین واضحى است که دست مکّار و حیله‌گر سیاست در جملۀ کیدها و تزویرهایش براى ما مقرّر داشته است.
      (٩) آنچه حکومتها به ما مى‌گویند و وعده‌ها مى‌دهند، همه‌اش وعده‌هاى دروغ و باطل است. پس چقدر اینها ما را گول مى‌زنند؟ و این وعده‌هاى دروغ تا چه زمان ادامه دارد؟!
      (١٠) در جائى که حکومت و پادشاهى و مردم‌دارى بر اساس خدعه و تزویر باشد، نه خدعه بر جاى باقى خواهد ماند و نه آن دستگاه حکومت که با خدعه بپاخاسته است. [ادامه در صفحه بعد]