
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
133...1
آرى! این استعمار حقیقتى جز بردهگیرى با صورت زشت و ناپسند، در لباس اعانت و ترقّى و رشد و آزادى ندارد. همانطورکه گوستاو لوبون مىگوید:
«بالا رفتن کاخهاى لندن و پیشرفت آن تمدّن در آنجا و در سائر کشورهاى استعمارگر، بر روى انهدام و کشتار و قتل و غارت کشورهاى مستعمره، و بر باد دادن ثروت و اخلاق و شرف آنها بنا شده است.»
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل]
(١١) و کسى که راه سیاست استوار و حکومت صحیحى را براى خود اتّخاذ ننماید، نه سپاه و لشکر به فریاد او مىرسد، و نه حیلهها و تزویرها درد وى را درمان مىکند.
در اینجا درست است که بگوئیم: اشعار فوق از پیشگوئیهائیست که همچون پیامبران، انسان را به واقع امر و مضرّات سستى و تکاهل در برابر استعمار اجنبى آشنا مىسازد. و در اشعار ذیل صریحا بر علّت و سبب ذلّت اسلام و عرب ندا در داده است:
کَم نَکبةٍ تُحطِّمُ الإسلامَ و العرب ** وَ الإنکِلیزُ أصْلُها فَتِّش تَجدهمُ السّبب (١)
بَلْ کلّ ما فی الارض مِن وَیلاتِ حَرْبٍ وَ حَرْبٍ ححَرَب ** هم أشْعَلوا نیرانَها وَ صَیَّروا النّاسَ حَطب (٢)
و اسْتَخدَموا مُلوکَنا لِضربِنا و لا عجب ** فمُلکُهُم بِفَرضهمْ کانَ و الاّ لاَنْقَلب (٣)
هُم نَصَبوا عَرشًا لَهُمْ فی کُلّ شَعب فَانشَعب ** واسَوأتا إن حَدّثَ التاریخُ عنهُم و کَتب (٤)
(١) چه بسیار ذلّت و بدبختى که اسلام و عرب را شکست و خرد کرد و اصل آن انگلیس بوده؛ علّت و منشأ آن را در آنها جستجو کن!
(٢) نه تنها اسلام و عرب، بلکه جمیع آنچه را که در روى کره زمین از فتنههاى خانمانسوز جنگها و شرور غیظ و فسادهاى ریشه برانداز را که ملاحظه کنى، ایشان آتشش را فروزان و اخگرش را ملتهب نموده و مردم را همچون هیزم طعمۀ آن ساختند.
(٣) انگلیسها شاهان و حاکمانى را از ما براى درهم کوفتن ما استخدام نموده و در خدمت خود در آوردند؛ و این جاى شگفت نیست. چون قدرت و امارت این شاهان به تصویب و امضا و مأموریّت و اطاعت از آنهاست وگرنه آن را واژگون مىنمودند.
(٤) انگلیسها براى این شاهان و ملوک تاج و تخت سلطنت بپاداشتند، در هر ملّتى جدا جدا؛ فلهذا ملّتها و اسلام منشعب و فرقه فرقه گردید. چه فضیحت بار و موجب ظهور قبائح و زشتیها مىگردد اگر تاریخ آنچه را که ایشان انجام دادهاند حکایت کند و بنویسد!
کاشف الغطاء در این باره اشعار بسیار دارد؛ بعضى از آن را در کتاب خود بنام «المثل العلیا فى الإسلام لا فى بحمدون» و در کتاب دیگرش بنام «المحاورة بین السّفیرین» ذکر کرده است؛ باید بدانجا مراجعه شود.
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل]
