
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
14مردم نسبت به قرآن، چهار دسته هستند
مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِی یَقْرَاُ الْقُرْءَانَ کَمَثَلِ الاُتْرُجَّةِ: رِیحُهَا طَیِّبٌ وَ طَعْمُهَا طَیِّبٌ. وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِی لاَ یَقْرَاُ الْقُرْءَانَ کَمَثَلِ التَّمْرَةِ: طَعْمُهَا طَیِّبٌ وَ لاَ رِیحَ لَهَا. وَ مَثَلُ الْفَاجِر الَّذِی یَقْرَاُ الْقُرْءَانَ کَمَثَلِ الرَّیْحَانَةِ: رِیحُهَا طَیِّبٌ وَ طَعْمُهَا مُرٌّ. وَ مَثَلُ الْفَاجِرِ الَّذِی لاَ یَقْرَاُ الْقُرْءَانَ مَثَلُ الْحَنْظَلَةِ: طَعْمُهَا مُرُّ وَ رِیحُهَا مُنْتِنَةٌ.
«مثل مؤمنى که قرآن را مىخواند، مثل ترنج است که هم بویش و هم طعمش نیکو و پاکیزه است. و مثل مؤمنى که قرآن را نمىخواند، مثل خرماست که مزهاش خوب است امّا بو ندارد. و مثل فاجرى که قرآن را مىخواند مثل گلى است که بویش نیکوست و مزهاش تلخ است. و مثل فاجرى که قرآن را نمىخواند مثل حنظل است که مزهاش تلخ و بویش عفن است.»1
- مضمون این روایت را در «اصول کافى» ج ٢، کتاب فضل القرآن، ص ٦٠٤، روایت ٦، با سند متّصل خود از ابان بن تغلب از حضرت صادق علیه السّلام بدین گونه روایت کرده است که: مردم چهار دسته هستند. گفتم: فدایت شوم، آنها کیستند؟ حضرت فرمود: مردى که به او ایمان داده شده ولى قرآن داده نشده است، و مردى که به او قرآن داده شده و ایمان داده نشده است، و مردى که به او قرآن و ایمان هر دو داده شده است، و مردى که به او نه ایمان و نه قرآن هیچیک داده نشده است.
من گفتم: فدایت شوم، حال این دستهها را براى من بیان کن! حضرت فرمود:
أَمّا الَّذی اُوتِیَ الإیمانَ وَ لَمْ یُؤْتَ الْقُرْءَانَ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ التَّمْرَةِ: طَعْمُها حُلْوٌ وَ لا ریحَ لَها. وَ أمّا الَّذی اُوتِیَ الْقُرْءَانَ وَ لَمْ یُؤْتَ الإیمانَ فَمَثَلُهُ کَمَثَل الأسِ: ریحُها طَیِّبٌ وَ طَعْمُها مُرٌّ. وَ أمّا مَن اُوتِیَ الْقُرءَانَ وَ الإیمانَ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الاُتْرُجَّةِ: ریحُها طَیِّبٌ وَ طَعْمُها طَیِّبٌ. وَ أمّا الَّذی لَمْ یُؤْتَ الإیمانَ وَ لاَ الْقُرْءَانَ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْحَنْظَلَةِ: طَعْمُها مُرُّ وَ لاَ ریحَ لَها. «امّا آنکس که به وى ایمان داده شده و قرآن داده نشده است مثل او مثل خرما است که مزهاش شیرین است و بو ندارد؛ و أمّا آنکس که به وى قرآن داده شده و ایمان داده نشده است مثل مورد است که بویش خوب است و مزهاش تلخ است؛ و امّا آنکس که به وى ایمان و قرآن داده شده است مثل ترنج است که بویش خوب و مزهاش خوب است. و امّا آنکس که به وى ایمان و قرآن داده نشده است مثل حنظل و هندوانه أبو جهل است که مزهاش تلخ است و بو هم ندارد.»
- مضمون این روایت را در «اصول کافى» ج ٢، کتاب فضل القرآن، ص ٦٠٤، روایت ٦، با سند متّصل خود از ابان بن تغلب از حضرت صادق علیه السّلام بدین گونه روایت کرده است که: مردم چهار دسته هستند. گفتم: فدایت شوم، آنها کیستند؟ حضرت فرمود: مردى که به او ایمان داده شده ولى قرآن داده نشده است، و مردى که به او قرآن داده شده و ایمان داده نشده است، و مردى که به او قرآن و ایمان هر دو داده شده است، و مردى که به او نه ایمان و نه قرآن هیچیک داده نشده است.
